دو نفر قتلهء فريدون نزديك « انجمن آل محمد » در سرچشمه مجددا دستگير شد ، مابقى فرار كردهاند . اين پنج نفر ديوار محبس نطميه را كه به قدر دو ذرع قطر داشته سوراخ كرده و فرار مىكنند .
محبسهاى ايران
محبسهاى ايران بسيار بىنظم و كثيف و بد است . در حقيقت سياهچالى است ، معدن شپش و كيك و كنه و ساير حشرات الارض . هيچ تغييرى با عهد حجاج نكرده بلكه بدتر شده است . همه چيز را هم پنج مقابل قيمت مىدهند . از هر قبيل مقصر باشد در رديف هم است . بوى مسلمانى هم در محبس شنيده نمىشود . نماز ، روزه همه چيز موقوف است . دو شب كه تقى و سيف الله را حبس كرده بودند يازده تومان مخارج حساب كردند و سيزده تومان هم كدخدا و دوستاقبان گرفت . تفصيلات بيان مىكردند كه اسباب حيرت مىشود .
« انبار دولتى » - شيخ محمود ورامينى
سه چهار نفر از متهمين بمب را هم مرخص كردند . گفتند از استنطاق آنها چيزى معلوم نشد . بعد از فرار آن چند نفر پنج شش نفر از مقصرين عمده [ را ] كه در ديوانخانه حبس بودند خواستند به « انبار دولتى » ببرند . از آن جمله شيخ محمود ورامينى بود . گويا درشتى كرده و فحش داده كه من تقصيرى ندارم كه انبار مىبريد . جماعتى كه آنجا هر روز جمع هستند به محكمهء جزا رفته تفصيل را مىگويند . گويا صدق الملك رئيس محكمه ( خروس اخته كن شاه مبرور ) خودش هم مىشنود ، لهذا حكم مىكند شيخ را چوب وافرى زده و انبار مىبرند . قول ديگرى شهرت دارد كه مخبر السلطان همشيرهزادهء صنيع الدوله كه از مشروطهطلبان بسيار غيور است از اجزاء عدليه هم شده نزد شيخ رفته فحش بسيارى استغفر الله به دين و آئين شيخ مىدهد . شيخ طاقت نياورده صدا را بلند مىكند و به شاه و مشروطه ، آسمان و زمين ناسزا مىگويد . فورا مخبر السلطان مردم را جمع مىكند و شهادت آنها باعث تنبيه شيخ مىشود . اعلانهاى راجع به بابيه هم معلوم شد كار سيد محمد برادرزادهء آقا سيد على بوده و در عدليه محبوس است . اين سيد على هم از كسانى است كه در ميدان توپخانه بوده . حقيقت امر را خدا مىداند .
وضع ولايات
استرآباد اطراف سپهدار را گرفتهاند مىگويند در حالت بدى است . آذربايجان نهايت اغتشاش را دارد . رحيم خان هم در قراجه داغ مشغول نهب و غارت است . در پيلهسوار