تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2052

مساهمون:

ص٢٠٥٢
نشستن گفتم من حاضر بودم چوب مضبوطى به من بزنند و شما از كار منفصل نشويد . زيرا اگر پول نمىدهيد روى خوش باز داريد كه آدم رغبت به شرفيابى مىكند . اظهار امتنان كرد و خيلى خوشش آمد . امان از آن ناصر الملك ، چقدر دير انتقال و بدعنق بود . از قرارى كه وكلا در اين اواخر مذاكره كرده بودند و در روزنامهء مجلس شرح داده بود تمام اين مقرريها را هم او كم كرده بود . اما از ترس به عنوان وكلا بود . بارى وزير روز سه‌شنبه بعدازظهر را در وزارت ماليه قرارداد حاضر شويم . من گفتم اگر عمل خواتين را انجام داده‌ايد مىشود معتقد شد كه تشريف مىآوريد و الا تا آنها آنجا هستند ممكن نيست تشريف بياوريد . جواب داد راست است فكرى كرده‌ام و انشاء الله روز سه‌شنبه آنها را آسوده مىكنند و من هم مىآيم .

حرفهاى داديان

پرنس داديان وارد شد . بعد از آن‌كه حرفهاى خودش را زد صحبت متفرقه به ميان آمد . اظهار داشت ايران در تاريخ هم خيلى ترقى كرده . امروز در روزنامهء حبل المتين ديدم نوشته بود لوئى « سز » را با طناب به دار آويختند و ژرج اول را به حكم پارلمنت كشتند و مردم انگليس تا امروز كرومول « 1 » را مىپرستند . من كه تاريخ را فراموش كرده‌ام حضرت اجل بايد بدانيد كه قتل ژرج براى مرافعهء كاتوليك و پرتستان بود . قبر كرومول را هم در عهد ژرج دوم نبش كرده توى آن كار بد كردند ، حتى استخوانهاى او را سوزاندند و حالا هم از كرومول خوب نمىگويند . لوئى را هم بىتقصير با گيوتين كشتند نه دار و طناب . صنيع الدوله گفت بله ايرانيها چيزهاى غير واقع خيلى مىگويند و مىنويسند . جماعت ديگرى وارد شدند . ما برخاستيم خانهء عميد الدوله رفتيم . نبود مدرسهء سپهسالار رفتيم . روزنامهء حبل المتين را هم خريدم . همانطور نوشته بود كه پرنس داديان مىگفت . طلبهء خلخالى دچار ما شد . بقدرى از اين اوضاع و از اين روزنامه‌ها بد مىگفت كه حساب نداشت . از همه‌جا هم آگاه و از باطن همه مشروطه‌طلبان باخبر [ بود ] ، خصوصا از سيد رضا و سيد عبد الرحيم خلخالى همولايتى خودش نويسندگان مساوات . راستى اسمى از مساوات به ميان آمد لازم است عفو شاه ذكر شود . آقاى عضد الملك عريضه به شاه عرض كرد كه اول آن اين شعر را نوشته بود . « 2 » اعليحضرت شهريارى هم محض خاطر آقا و سيادت نويسنده عفو فرمودند . اما اگر مردم قانون‌خواه بودند نمىبايست بگذارند به رايگان برود . هيچ قانونى اجرا نمىشود مگر قوانين راجع به شخص پادشاه .
هامش
( 1 ) - اصل : كرونول -Olivier Cromvell( 2 ) - متن شعر آورده نشده و جاى آن سفيد است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2052 | قهرمان ميرزا عين السلطنه