روزنامهء مساوات
روزنامهء مساوات كه مديرش سيد محمد رضا « 1 » شيرازى است به مراتب از اين شبنامهها بدتر مىنويسد . يك « آنارشيست » سختى است كه هيچچيز جلوى او را نمىگيرد . از سرتاپاى روزنامه فحش است و دروغ و بهتان به اين و آن .
فيلستان و حصار
شنبه 19 - صبح زود بر خلاف معمول سوار شده خانهء عميد الدوله رفتم . فيلستان و حصار دو قريه است در اول خاك ورامين طهران كه مستغنى از شرح است . ملك سيف الملوك ميرزا پسر ظل السلطان « 2 » بوده . بعد از تخت نشستن ظل السلطان و تبعيدش شاهزاده سيف اين ملك را به عيال خودش حاجيه بيگم خانم همشيرهء محمد شاه مرحوم هبه كرد كه مصون و محفوظ ماند . پس از فوت محمد شاه ناصر الدين شاه كه هيچوقت اين ملاحظات را نداشت تصرف كرد . در اين ايام ورثهء سيف كه ورثهء اميرزادهء مرحوم و كاشف السلطنه رئيس بلديه و عميد الدوله كه داماد يكى از خواهرهاى همشيرهء اميرزاده بود سرى بلند كرده سواد قبالهجات و هبهنامه هم در جعبهء اميرزادهء مرحوم بود من بيرون آوردم . تا صدا بلند شد ورثهء ظل السلطان مدعى شدند كه مال همه ماست . يك سال از اين مقدمه گذشت حالا به ظاهر صلحى شده كه ادعا كنند و جمعا ببرند .
سيد علاء الدين اعتماد الاسلام داماد آقا سيد عبد الله را پيدا كردند كه از طرف همه وكيل شده و بعد از استرداد حق ورثه ده يك و نيم از عين ملك يا پول نقد ببرد . اين ملك به اين معتبرى در ايام ناصر الدين شاه تيول حاجى امين السلطنه بود و مظفر الدين شاه با تمام نقد و جنس ديوانى به حكيم الملك غير مرحوم بخشيد و الان دو پسر علقه مضغهء او مالك مىباشند .
حضرات خانهء عميد الدوله بودند و احضار من براى همين بود . سوادها را جز آن سواد مصالحه نامچه ارائه دادم . تمام به مهر مرحوم آقا سيد صادق بعد آقا سيد محمد و امام جمعه جد اين امام جمعه و حاجى ملا صالح و حاجى ملا محمد اندرمانى و چند نفر ديگر است . قرار شد وكالت نامچهها را تمام كرده تسليم آقا كنيم و خيلى اطمينان مىداد به زودى صورت خواهد گرفت .
از آنجا منزل آمدم . بعد از ناهار دربخانه رفتم كه از وزير داخلهء تازه حكم احضار آقاى عماد السلطنه را بگيرم . تشريف نداشتند مراجعت كردم . قدرى گذشته آدم ملكآرا آمد كه خانهء عضد الملك است و شما را مىخواهد . آنجا رفتم . با سردار داماد ما در خلوت
هامش
( 1 ) - اصل : رضى
( 2 ) - عليشاه فرزند فتحعلى شاه قاجار .