براى چه ريخته مىشود . براى آنكه عين الدوله به لجبازى مسيو نوز را نگاه داشت . و بنفشه سياه . . . ( چون جنگ طولانى در انگليس در ميان ملت مشهور به جنگ دوگل است ) نمىخواست . . . آنقدر مداخل كند . مظفر الدين شاه ميل داشت همه ساله فرنگستان برود . »
جمعه 18 محرم دوم درجهء حوت - اشخاصى كه خانهء خبير همايون مدعو بوديم بعلاوهء دو پسر مرحوم مختار السلطنهء خانهء ملكآرا به مهمانى كوچكى حاضر شديم .
تركيب كابينه
جناب نظام السلطنه رئيس الوزرا [ و ] وزير داخله شدند . صنيع الدوله وزير ماليه شد .
مؤتمن الملك برادر مشير الدوله وزير علوم شد ( از وكالت استعفا داده بود ) . حاجى آصف الدوله هم رقعهاى به مجلس نوشته و معترضات وكلا را بسيار خوب جواب داده بود . در آخر آن هم نوشته بود اين مطالب قابل اينكه وزيرى را عزل كنيد نبود . اين مكتوب در روزنامهء مجلس چاپ شده بود ديشب خواندم . صحبت كمتر شد بيشتر تخته بازى كردند .
حالا بايد چندين روز خدمت آقاى نظام السلطنه رفته از روزى كه حسن صباح الموت را فتح كرده حكايت كرد تا امروز كه ملك ما شده و شيخ محمد على و سيد بزرگ و چند نفر شرير خرابش كردهاند . حاجى آقا امسال را بايد قزوين بماند زيرا طولى نخواهد كشيد كه نظام السلطنه يا وفات مىكند يا از عشق پسرش ديوانه مىشود يا معزول .
نامهاى انتقادى
در انجمنها كه صحبت مىشود تقىزاده را تقلبزاده ، ملك را ملك المتقلبين جهنمى ، سيد جمال را سيد جمّال مىگويند . در باب فرستادن وليعهد گفتگوها شد و همه قبول كردهاند حالا براى كسى كه او را ببرد صحبت است . از قرارى كه اجزا « انجمن سعادت » مىگفتند جمعى حضرت والاى ما را صلاح دانستهاند . در اينكه حكما او را روانه مىكنند حرفى نيست .
شبنامه عليه ظل السلطان
شبنامهاى اعزاز السلطان داد خواندم ، اگرچه بعضى الفاظ ركيك دارد اما بىمزه نيست . براى ظل السلطان است .
« عريضهء عاجزانهء اهالى مملكت ايران به خاكپاى مهر اعتلاى اعليحضرت قدر قدرت رستم صولت شاهزادهء حسرت به دل ميرزا زيد جنونه . مخدوم مكرم ، از يك مملكت