تپانچهء محقق الدوله چطور است . ظهير الدوله جواب داد مىگويند آن گلوله كه به سقف اطاق خورده خيلىخيلى خطرناك است و تا امروز هم گلوله بيرون نيامده . . . « 1 » شش هزار تومان پول را خورده با چاقو سق خود را زخم كرده ، قدرى هم باروط در ظرفى آتش داده دهان خود را بالاى آن گرفته كه سياه شود و بوى باروط بدهد . آنوقت دو تير تپانچه در اطاق خالى كرده ، پدرش هم در بيرون . هركس مىرفت مىگفت اى ساويچبلاغ قاتل پسر من شدى . اى شوراى ملى بىپسرم كردى . . . « 1 »
نامهء عماد السلطنه
بارى پس از آن مشدىگيريها قرار شد بروند و براى هريك كاغذى بنويسند . با شاهزاده عميد الدوله مدتى نشسته صحبت كرديم . مغرب منزل آمدم . پاكتى از آقاى عماد السلطنه رسيده بود من عين آن را بعد از عنوان مىنويسم .
« از وقايع طهران و پلتيك دولت و غيره تمام مسبوق شدم . اما حالت آذربايجان خيلى منقلب است و هركس زورش برسد مال ديگرى را مىبرد و يا كسى را مىكشد . همچو ولايتى كسى خاطر ندارد . اما تبريز كه مركز و كرسى ايالت است از شب عيد اضحى همين قسم دكاكين و بازار بسته ، از صبح تا غروب ، از سر شب تا صبح صداى تفنگ بلند است . مايهء نزاع معلوم است . فقط چند محله يكطرف شده با سه محلهء ديگر دعوا دارند . متصل سنگربندى كرده و همديگر را مىكشند . براى اطلاع سركار و الا كاغذ شاهزاده على خان ميرزا [ را ] كه با همين پست از تبريز رسيده فرستادم . روزنامهء تبريز نمىرسد . اين قسم بماند دههء عاشورا نمىدانم چه مىشود . فوج مخبران شقاقى را براى اردو خواستهاند . رشيد الملك نوشته بود من هم مأمور اردو شدهام اما ناخوش و بستريم .
اگر سوار برسد ، اگر احوالم خوب شود خواهم رفت . نتيجهء اين همهء جنگ و دعوا چيست نمىدانم . يكى از مورخين فرنگ بعد از شرح جنگ هفت ساله كه ميان انگليس و فرانسه و اطريش و پروس و اسپانيول و غيره بود مىنويسد در اين جنگ هفت ساله دو كرور آدم كشته شد . فلان مبلغ انگليس ضرر كرد . آنقدر فرانسه متضرر شد ، آنقدر اطريش ، آنقدر ديگرى . چقدر كشتى شكسته شد ، به چه اندازه ديه و شهر آتش گرفت و منهدم شد . چرا براى چه . براى آنكه يك مردى در پروس بود اسمش فردريك و يك زنى در اطريش بود به اسم مارى ترز . اين فردريك مىخواست ولايت سيلزى را ببرد ، آن زن هم ميل نداشت بدهد . حالا اينهمه هنگامه در ايران براى چيست . اينهمه خون
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .