تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1956

مساهمون:

ص١٩٥٦
عليحده دارند . بعد از شش سال تمام گاوها را فى سه تومان و نيم فروختند و مقررى مسيو را هم تا آخر سال كنترات دادند . فقط چند مرتبه شاه كره خورد كه معلوم نبود از شير گرفته‌اند يا از ماست .

ماديانهاى روسى

ماديانهاى روسى آوردند كه از آن اسبهاى درشت كالسكه عمل بيايد . تمام در ميان طويلهء قصر ماندند و تلف شدند . از اين كارها بسيار بود . به حق خدا من همه را نمىدانم مگر از هزار يك آن .

طوطيها ، سگها

دويست هزار تومان طوطى زيادتر خريد . صد هزار تومان سگ بيشتر خريد . امان از گل‌بازى او . مىخواهم به جرأت بنويسم يك كرور تومان بيشتر گل و تخم گل و گل‌خانه از فرنگ آورد . مخارج طبيب شاه كه حساب ندارد . از هر دولتى يك طبيب داشت سواى اطباء ايرانى . اينها مطالبى است كه همه اهل ايران مىدانند ، چيزى نيست [ كه ] پوشيده و پنهان باشد . حالا هم كه مظفر الدين شاه كبير شده .

نظر امير اعظم

از مطلب دور افتاديم . عصر مجمع رفتم . شيخ سيف الدين براى امير اعظم حكايت پول ندادن شاهزادگان و قاجاريه را مىگفت كه هريك چه نوشتند و قول دادند و ندادند . كم‌كم امير اعظم ملتهب شده فحشها به خودش داد كه اگر از آنها نگيرد ، حتى تپانچه از جيب شلوار بيرون آورده كه جا كشم ، يا خودم را نكشم يا آنها را ! پس من بروم از سكينهء عرقچين‌دوز پول براى مدرسه بگيرم ! چسبيد يقهء بيچاره جليل الدوله را كه الان ماهى بيست تومان خود را بده و الا اسب و درشكه و اسباب اطاق ترا مىبرم . جمعى هم از جوانها بادى زير بغل ايشان داده كه شما حكم كنيد خودمان خواهيم گرفت . اسبهايشان را مىبريم ، خودشان را زنجير مىكنيم . در اين بين كمال الدوله به من مىگويد اين حركات صحيح نيست . پول را خوب است به اختيار بدهند ، جبرا چه ثمر دارد . من گفتم آقاى كمال الدوله حالا وقتى نيست كه بنده خودم را داخل صحبت كرده و مانع خيالات آنها شوم ، مگر آن‌كه استقبال كنم چند تير از تپانچهء حضرت و الا را .

زخم طپانچهء محقق الدوله

آخ چه قشنگ پريروز صحبت كرد ظهير الدوله . حضرت و الا پرسيد راستى زخم