حسينقلى نواب
حسينقلى « 1 » خان نواب « 2 » در انگليس تربيت شده ، حالا مدير ادارهء هلاند در وزارت خارجه و مترجم حضور بود . برادرش عباسقلى خان در سفارت انگليس است . تمام فاميل اين آقا نوكر انگليسها [ اند ] و از هندوستان آمدهاند . چون با انگليسها محشور است در حقيقت باطنا تبعهء آنها مىباشد . به عقيدهء من صلاحيت نداشت .
معاضد السلطنه و امان الله ميرزا
معاضد السلطنه كارپرداز بادكوبه بود . شناسائى ندارم . امان الله ميرزا . اينها اشخاصى هستند كه اگر مجلس سنا برقرار شود بايد در آنجا باشند . چون دولت در ايجاد سنا اهمال مىكند مجلس همه را وكيل مىكند .
يك ساعت به غروب مانده با ملكآرا كالسكه نشسته خانهء عضد الملك رفتيم . سه سال است دختر فخر الملك همدم خانم را عضد الملك براى پسرش سردار مخصوص گرفته . از بس اين سردار بىمزهگى كرده يك سال است خانهء فخر الملك آمده ، هرچه كرديم طلاق نداده . . . صحبت زياد با آقا شد . آقا ملزم شد و ملكآرا را مأمور طى عمل كرد . سرما خورده بودم و برعكس تصور من نان خبير همايون نگذاشت يك شب بگذرد و مرا ناخوش كرد . تب مختصرى كردم .
وضع ايلات شقاقى
سهشنبه 15 - دو سه پاكت از آقاى عماد السلطنه رسيده بود كه ولايت سراب و شقاقى به يك اندازه منظم است ، انجمن آن هم مرتب . اما حالا ئيل يورتچى قريب بيست ده را ضبط كرده مىگويند مملكت شلوغ است . رشيد الملك را هم در مغان و ئيل شاهسون راه نداده هجوم به سمت آنجا آوردهاند . از يك سمت هم سوارى كه براى فرمانفرما مأمور مىشود تمام دهات عرض راه را جاروپارو مىكنند . من هم نه مواجب دارم نه مداخل ، حتى مقررى بيست و پنج سالهء من هم كه همه ساله مىرسيد امسال نرسيده . امان از آنوقت كه اين سوارها مراجعت كنند ، يا بهار شود و اين ايلات بتوانند در صحرا بمانند . پس اين عريضهء استعفاى مرا به وزير داخله بنمائيد و حتما مرا احضار كنند .
هامش
( 1 ) - اصل : حسنقلى
( 2 ) - حيدر على خان نواب عموى اينها در شيراز بسيار به من محبت كرد و از آن آدمهاى خوب نازنين است .
خدا سلامتش بدارد . همه اين نوابها تبعهء انگليس هستند مگر حسينقلى خان كه مستخدم ايران است . اگرچه اصلا ايرانى هستند اما در هند بوده و از آنجا آمدهاند . اطمينان نمىشود كرد ( يادداشت از مؤلف در حاشيه . )