تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1951

مساهمون:

ص١٩٥١
دوشنبه 14 محرم الحرام - صبح را دو ساعت منزل بودم . تمام [ به ] حساب مباشرين حضرت و الا [ گذشت ] از وقتى كه سفر ملاير تشريف برده‌اند باقى مانده . خودشان حالت رسيدگى ندارند ، احدى را هم مختار كارها نمىكنند . دربخانهء حضرت و الا از مملكت ايران هرج‌ومرج‌تر است . اين مدت را با ميرزا محبعلى خان سررشته‌دار مباشر همدان مشغول رسيدگى حساب بودم . بعد را منزل خبير همايون رفتم . مدعوين بودند قدرى تخته‌بازى شد ، مقدارى جنس و چند قرانى نقد بردم . معلوم است صحبتها از چه قرار است .

استعفاى احتشام السلطنه

رئيس مجلس روز شنبه استعفانامهء خود را به مجلس فرستاده قرائت نكرده‌اند . ديروز يكشنبه از صبح دسته‌دسته وكلا خانهء او رفته هر قسم بود عصر رئيس را مجلس بردند و صريح گفتند استعفاى شما باعث تمامى مليت ما است . روزنامهء صوراسرافيل در نمرهء 32 در « چرندپرند » چيزى براى رئيس و مجلس باقى نگذاشته بود . اگرچه مغرضانه نوشته اما از بس خوب انشاء كرده من ناچار در اينجا خواهم نوشت . در سه نمرهء روزنامهء مساوات كه مدير آن سيد [ محمد ] رضاى شيرازى است بقدرى از همه بد نوشته و هتاكى كرده كه ما فوق آن مقدور نيست . از اول روزنامه به زبان فصيح فحش داده تا به آخر . دست رد به سينهء احدى نگذاشته . گفتند شبانه جمعى به خانهء او رفته ، مشار اليه هم در آن‌وقت شب جز چند نفر از پرده‌نشينان آلت دفاعى نداشته ، با آنها بيرون آمده حضرات كه اسلحهء محكم معتبر در مقابل ديده‌اند از ايذاء و اذيت آقا گذشته ، مىگويند اگر دفعهء ديگر آنقدر مزخرف نوشتى عفو نمىكنيم . او هم معذرت زياد خواسته عمل مىگذرد .

شكايت ميرزا باجى امين الملكى

همهء اين مردها از بالا گرفته تا پائين عرضه و قابليت يك نفر زن را نداشتند كه مدير روزنامهء « نير اعظم » را در ديوانخانه به محاكمه كشيده و حكم يك ماه حبس دربارهء مدير جارى شد و آن از اين قرار است . ميرزا باجى نامى است مشهور به ميرزا باجى امين الملكى . در روزنامهء « نير اعظم » در هنگامهء توپخانه نوشته بود ميرزا باجى فاحشه با گلين ماژر چنين و چنان كردند . ميرزا باجى ديوانخانه رفته كه به من بهتان زده و شرف مرا برده . او را حاضر كردند . معلوم است ثبوت زنا مشكل است ، مگر اقرار كند كه خودم فاعل اين فعل با فلان بودم و اگر اين اقرار را مىكرد حد او شرعا خيلى بالاتر بود . مرد مردانه مدعى شد كه فاحشگى و هرزگى مرا ثابت كن و الا محكمه مجازات ترا بايد