چهار شب است خيابان ناصريه را چراغ برق روشن مىكنند و گويا تا يك ماه ديگر تمام خيابانها با برق روشن شود . باز بگويند بلديهء ما پس از يك سال كار نكرده « 1 » خيلى خسته شدم . تازه گل لندلند مهمانى فردا را دارد . گفتم مهمانى نيست اين نذر من است كه چند سال است كردهام . اسم نذر آمد ساكت شد .
قمهزنى
پنجشنبه 10 - بعلاوهء اشخاص ديشب پسرهاى مختار السلطنهء مرحوم ، خيبر همايون و چند نفر ديگر صبح را آمدند . مسجد شيخ جا نبود . تمام بازار پر از زن و مرد بود .
دستههاى سينه زن متصل مىگذشت . « 2 » طهرانى و فارسهاى ما هم قمه زدن را از تركها ياد گرفتهاند . در ميان هر دسته جمعى قمهزن فارس بود . تيمچهء آقا هدايت كفشدوزها روضه دارند . آنجا رفته بعد از استماع ذكر مصيبت سبزى ميدان رفتيم . هميشه شب نهم ربيع الاول يك اتفاقى مىافتد كه آدم قهرا غمگين مىشود . در اين روزهاى مقدس اسبابى فراهم مىشود كه مشغوليات ديگر پيدا مىكند . . . و به جاى عبادت تمام را معصيت مىكند .
ناهار را آقايان نوشجان كردند يعنى نذرى را . بعد از چاى به فكر رفتن حضرت عبد العظيم افتادند . كمكم خيال قوت گرفت پياده تا ماشين رفتيم . بليت گرفته دو ساعت به غروب مانده آنجا رسيديم . جمعيت خيلى زياد نبود . زيارت كرده غروب رسيديم چون نفرى دو هزار داده و لواء الدوله وكيل خرج بود و او براى صرفه بليت پانزده شاهى گرفته بود نفرى ده شاهى طلبكار بوديم . خبير همايون از آن لئامت كه دارد با وجودى كه راهش عليحده بود دنبال ما افتاد ده شاهى را بگيرد تا منزل من آمد . بدتر از همه به يك ترتيبى رندان آقا را مرد كرده روز دوشنبه دعوت مهمانى كردند و فحشها داد كه هركس نيايد و حال آنكه فحش لازم نداشت زيرا جمعا اسباب را كوك كرده بودند . بارى ده شاهى را كه ندادند سهل است تا آنجا هم آمد يك مهمانى هم گردنش گذاشتند و بايد تا خانهء خودش سرچشمه مراجعت كند . نهايت عقل و تدبير را حقيقة بخرج داد با يك اكونومى و عقل معاش صحيحى اين خبير همايون از حاجى امير الدوله اگر در خست فى الجمله عقب بماند يقينا هركس نان او را بخورد مريض نمىشود . عصر باد سر كرده اما از برف خبرى نيست .
هامش
( 1 ) - تا امروز بهمن 1317 تمام كوچه و خيابانهاى شهر ما چراغ ندارد . ( يادداشت مؤلف در حاشيه )
( 2 ) - اين اوضاع روضه ، سينه [ زن ] ، قمهزن و غيره و غيره در اين عهد به كلى منسوخ شده است ( يادداشت مؤلف در حاشيه )