تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1899

مساهمون:

ص١٨٩٩
دماغش خوب شود . فعلا خانهء من مريضخانه شده است . جماعتى مفسد از دو طرف فايده برده و مبلغها منتفع شده‌اند ، ممكن نيست بگذارند طرفين اصلاح كرده همراه شوند و مردم بيچاره از اين كشمكش خلاص . روزبه‌روز هم بدتر مىشود . اين چند شعر مناسب اين موقع است .
كاروانى همى از رى به سوى دسكره شد * آب پيش آمد و مردم همه بر قنطره شد گلهء دزدان از دور بديدند چو آن * هر يكى زيشان گفتى كه يك قسوره شد آنچه دزدان را مىآمد بردند تمام * بدكسى نيز كه با دزد همى يكسره شد رهروى بود در آن راه درم يافت بسى * چون توانگر شد گوئى سخنش نادره شد گر بپرسيدند او را ، همه‌اش بود جواب * كاروانى زده شد كار گروهى سره « 1 » شد

املاك حاجى ميرزا آقاسى

پنجشنبه چهارم ذيحجة الحرام - صبح شاهزاده ملك‌آرا ، عميد الدوله ، شعاع الدين ميرزا و نظم الدوله شوهر عفت الدوله اينجا آمدند . مذاكرات زياد در باب املاك حاجى ميرزا آقاسى شد . آخر الامر قرار شد در خانهء ظهير الدوله اولاد ناصر الدين شاه هم جمع شده اقدامات لازمه بشود .

معتضد ديوان رئيس نظميه

رضا بالاى معتضد ديوان رئيس نظميه شده . اين رضا بالا خوشگل و از لوطيهاى تبريز بود . با ناصر الدولهء مرحوم كرمان رفت . مدتها آنجا و بعد هم در طهران و كرمان مستخدم همان خانواده [ بود ] . ظفر السلطنه هم در كرمان او را شناخته مىگويند پول زيادى گرفته رئيس نظميه كرده است . اما آن وقتها كه زرنگ بود وافور نمىكشيد حالا مفصلا مشغول است . من در چند مجلس قمار سال گذشته او را ديدم . بسيار خوب قمار مىكند . صاحب پول و اهل معامله هم هست . جماعتى از داشها را گرفته‌اند .

قتل ارباب فريدون

اما واقعهء ناگوارى كه پريشب رخ داده قتل ارباب فريدون زردشتى عامل تجارتخانهء جهانيان است كه برادرش را چند ماه قبل در يزد كشته‌اند و خودش را پريشب طهران . خانهء اين ارباب نزديك باغ جنت گلشن [ است ] كه حالا ( مرحوم ) و خانه ساخته‌اند . در خيابان اميريه است . يازده نفر مسلح شب آنجا رفته نوكر ايرانى او را گرفته در راه شير « 2 »
هامش
( 1 ) - در اصل يله . ( 2 ) - مراد پله‌كان آب‌انبار است ( مسعود سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1899 | قهرمان ميرزا عين السلطنه