تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1890

مساهمون:

ص١٨٩٠

تقى صندوقدار

از اخبارات جديد پريشب گذشته تقى و سيف الله آبدار حضرت و الا ، ماشاء الله فراش خلوت حضرت و الا ، سيد آشپز ايضا با كلبعلى نام كفشدوز سربازار امير جنده‌بازى تشريف مىبرند . همه را گرفته ادارهء پليس برده‌اند . به اصرار ساير نوكرها به اعظم الدوله رئيس پليس نوشتم اما تا امشب مرخص نشده‌اند . از قرار معلوم كلبعلى را چوب وافرى زده ، اما آنها را حبس كرده‌اند . هرقدر من زحمت اين تقى را مىكشم فايده ندارد . تقريبا همه كارهء من است . چند سال هم هست صندوقدارست باز جهالت و نادانى مىكند . دو روز است من بىهمه‌چيزم . امروز حمام با لنگ و قطيفهء بچه‌ها رفتم . دو دفعه فرستاده‌ام كليد را بده نداده است . داماد مجاهد مشروطه‌خواه من از آن شب به بعد نيامده . معلوم مىشود هنوز كسب تكليف نكرده است . از افخم الدوله پاكتى رسيده نتيجهء كارها را به پست بعد موكول كرده . رفعت السلطان را هم كه مرخص نمىكنند . او را با هزار سوار ، مقابل مىدانند و محتاج او مىباشند . دور از احتياط است بگذارند برود و مجلس خالى بماند .

انجمن ولايتى

آقاى عماد السلطنه دو دستخط مرقوم داشته بودند براى انتخاب انجمن ولايتى و روانه كردن وكيل به انجمن ايالتى تبريز . خيلى زحمت كشيده‌اند . اكثريت آراء يعنى قريب پانصد و شصت نفر به فخر العلماء بوده . اما طرف مقابل او قبول نكرده مرافعه دارند .

درجهء بيسوادى

مزه اينجاست مرقوم داشته بودند در تمام سراب كسى رقم هندسه را نمىتواند بخواند و بنويسد . تمام اين زحمت به عهدهء خود آقا بوده . اندازهء تمدن ماشاء الله از انگليس گذشته است . مشروطه شديم حالا بايد جمهورى بشويم .

ظفر السلطنه وزير جنگ

جمعه 28 - ديروز صبح ديدن حضرات قزوينيها رفتم اتفاقا نبودند . يعنى آقا ميرزا حسن و رفعت السلطان [ و ] دو نفر آخوند بودند . معلوم شد پريشب بهاء الواعظين را ( يكى از روضه‌خوانهاى بىعلم بىسواد ) در كوچه زخم زده‌اند . ديشب هم گفتند مشهور است ملك المتكلمين را زخم زده‌اند . بعد معلوم شد اصل ندارد ملك سالم است . شرحى از مجلس روز چهارشنبه گفتند كه انجمنها به مجلس آمده امنيت خواسته‌اند . مجلس هم فورا وزراء را با تلفون احضار [ كرده ] . بعد از قدرى صحبت كه مشغول فساد است .