مجمع بيطرفها - حرفهاى عميد الدوله
عصر « مجمع قاجار » رفتم يعنى مجمع بيطرفها . اگرچه كسى باور نمىكند و هر وقت يك حركتى بر خلاف ميل مجلس صادر شود تمام قاجاريه را لعن و طعن مىكنند و تهديد قتل . اى ملت نجيب غيور اگر شاه از سلسلهء ما است ، رئيس مجلس هم از ايل قاجار ، فدائى و كشيكچى شما هم از قاجار . كيست از عدالت بدش بيايد . كيست از امنيت خوشش نيايد . در صورتى كه علم و هنر در ميان ما از هر طايفه و صنفى بيشتر است چرا طالب امنيت و عدالت و تفوق علمى و فضلى نمىباشيم ! اين اشخاص كه دور شاه هستند يا هنگامه برپا كردهاند و شما مىدانيد كدام شاهزاده هستند يا نيستند . تركها ، كاشيها آن وقت بردند خوردند ، حالا هم مشغول اين كار ظل السلطان ، شعاع السلطنه در ميان ما مستبدند و ما به آتش آنها مىسوزيم . آنوقت يكى حاكم بيست ولايت و پادشاه نصف ايران ، ديگرى صاحب صد و سى هزار تومان مواجب ، مالك رقاب فارس و غيره . من بيچاره ، عميد الدوله بينوا ، ملكآراى بدبخت مستبد هستيم . الحمد لله اين هنگامهء اخير واضح كرد كه مستبد كيست و بدذات كدام كس .
شرايط مجلس
بارى مجاهدين قزوين امروز عصر وارد شدند . شاه هم امروز ، ديروز از صبح بيرون نيامده گفتند كسالت دارد . مردم مىگويند از ملت قهر كرده . در مدرسهء مروى حضرات جمع منبر مىروند ، وعظ مىكنند . راستى شرايط مجلس به شاه را ننوشتم و آن از اين قرار است . « اما شرايط شاه به آنها معلوم نيست . » اول تبعيد سعد الدوله ، دوم مجازات اشرار ، سوم قسم و تعهدى كه ذكر آن شد ، چهارم استقرار دويست نفر سرباز براى مجلس كه در تحت حكم مجلس باشد ، پنجم اينكه تمام ادارات قشون از قزاقخانه ، كشيكخانه و غيره در تحت رياست وزارت جنگ باشد ، ششم امير بهادر جنگ فقط در امورات كشيكخانه مداخله داشته باشد و سوارهايش بايد در تحت امر ادارهء وزارت جنگ [ باشند ] و شغل ديگر نداشته باشد .
امير بهادر جنگ
اما اين پوستكلفت همان كسى است كه مرحوم كلبعلى خان ميرشكار شاه مبرور گفته : در ايام وليعهدى سالى چند « ملكى » مظفر الدين شاه به مير شكار مرحمت مىكرد و او به دروغ متصل مىگفت پاره شده و علاوه مىخواست . وقتى شاه گفت من نمىدانم از چه چرمى تخت ملكى ترا بدهم درست كنند كه آنقدر زود زود پاره نشود ، تعظيم