ظل السلطان در خانهء شهرى خود است و نرفته . پسرهايش در مجلس [ اند ] . مجتهدين و ملاهاى اطراف شيخ فضل الله نزديك خانهء ركن الدوله كه در ارگ است منزل دارند .
مىگويند سفارت روس خواهند رفت . در مسجد سپهسالار باز اغلب انجمنها هستند .
اغلب ولايات شلوغ [ است ] تلگراف زيادى هم چاپ كردهاند كه از ولايات به حمايت و همراهى مجلس آمده ، حتى در بعضى نوشتهاند شاه را نمىخواهيم .
اخبار دم مجلس
افخم الدوله ديروز بهارستان و مسجد سپهسالار رفته بود مىگفت دويست نفرى فكلى ، عمامهاى ، كاسب ، كلاهى تفنگ به دوش صف كشيده مشق نظام مىكردند و يك نفر هم گاهگاهى فرياد « زندهباد سرباز ملى » مىگفت . مدتى است اصرار دارند نظامى از اهل شهر ترتيب داده شود . گويا حالا بدون اجازهء دولت و وزارت جنگ برقرار كرده باشند . بانك ملى كه لله الحمد داير شد و از حيث مال همراهى ملت معلوم شد . حالا حكايت جان است ، انشاء الله خواهيم ديد به كجا مىرسد .
فرار از ترس
اين دو روزه دو كار خندهدار واقع شد . آنكه را حاضر بودم وقتى كه توپ ظهر صدا كرد تمام جمعيت ميدان توپخانه رو به فرار گذاشته هر يك از سمتى در مىرفتند . بعد كه منتقل شدند به حالت خجلت جمع گرديدند . ديگرى را از عميد الدوله شنيدم كه الاغى نزديك خانهء ظل السلطان صاحب خود را زمين زده رو به مجلس فرار مىكند ( مقارن اذان مغرب بوده ) داخل جمعيت شده يك مرتبه همه فرار مىكنند و قراولهاى پشتبام حاضرباش كشيده تمام به رصدگاه مىروند منتظر دفاع . بعد از آنكه صاحب الاغ از عقب رسيده گم كردهء خود را پيدا مىكند مطلب مكشوف شده باعث شرمسارى و خجلت بىاندازهء آنها مىشود و تماشاچيها خندهها كرده تا مدتى كيف مىكردند .
الموت
پنجشنبه 20 - صبح زود به سلامتى ، حاجى افخم الدوله با حسن خان و ابو القاسم جلودار با كالسكهء كرايهء چاپارى به سمت قزوين تشريف بردند . همهكس در اين موقع هرجومرج و آشوب هرچه به سرش آمده بعد از قدرى عرض و داد ساكت شده تا عاقبت كارها به كجا انجامد . مگر حضرت والاى ما كه آنى و دقيقهاى از فكر انتظام الموت آرام و قرار ندارد . جد وافى و جهد شافى دارد بلكه نظمى گرفته چوب به نقاره خانهء عيد خورده آنجا بروند و از اين خرج كردن و مخارج طهران بلكه آسوده شوند .