تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 1876

مساهمون:

ص١٨٧٦
افخم الدوله دربخانه رفته بود بعد از ناهار آمد . مىگفت وزرا بعد از ناهار به مجلس رفتند . سفير روس و شارژه‌دفر انگليس حضور آمد .

نظر به سفارت

در آنجا شهرت داشت كه هر دو سفارت به مجلس پيغام داده‌اند كه چون شما جمعيت خود را پراكنده نكرده گوش به حرف ما نداديد از اين ساعت ما حمايت و توسطى از شما نداريم ، مگر اين‌كه جمعيت را متفرق كرده زودتر بناى اصلاح را بگذاريد . تكليفات كه به مجلس شده من از دو سه نفر مشروطه‌طلبهاى قرص محكم شنيدم مىگفتند قبول مىشود ، مگر اين‌كه قوانين مطاع شرع باشد زيرا قانون مشروطيت با شرع ماوفق نمىكند . اما نمىتوانند واضح و آشكار اين كلمه را بگويند . لهذا از اين شاخ به آن شاخ انداخته تجاهل عارفانه مىكنند . يكى از آن اشخاص مؤيد الممالك مدير روزنامهء « صبح صادق » بود .

وضع ظل السلطان

ظل السلطان چون خيلى بىمزگى كرده ، مدتى هم بود بنا بود فرنگستان برود شاه حكمى نوشته وزراء مسئول مهر كرده ناظم السلطنه مأمور مىشود او را خارج كند يا شهر يا جلاليه . ناظم السلطنه خدمت شاهزاده رسيده كه وزراء صلاح ديده‌اند شما برويد . تپانچه كشيده و فحش زياد به وزرا مىدهد . ناظم السلطنه فرار مىكند . تا اينجا محقق است . آنچه غير محقق است گفتند پنجاه نفر قزاق بعد از آن جلاليه « 1 » رفته شاهزاده را به به سمت عتبات حركت داده‌اند . ظل السلطان ، مدعى مثل آقا نجفى مجتهد اصفهان دارد . مجلس هرچه كرد شاهزاده به سر املاك اصفهان خود برود او مانع شده نگذاشت . من بعد هم نخواهد گذاشت .

گاهى مشروطه ، گاهى مستبد

بازار بسته و امروز درست هشت روز است پست‌خانه و تلگراف‌خانه و تمام ادارات تعطيل بود . امروز گفتند پست‌خانه باز شد . از قرارى كه شهرت دارد اغلب شهرها برهم خورده ، به كلى ايران مغشوش مىشود . در طهران هم اوضاع مشروطه و مستبد رواجى گرفته تكليف احدى معلوم نيست . گاهى بايد مشروطه ، گاهى مستبد شد ، گاهى در آن
هامش
( 1 ) - جلاليه باغى است بيرون دروازهء بهجت‌آباد كه مستوفى الممالك مرحوم به جلال الدوله پسر شاهزاده داماد خودش داده بود . ( حاشيهء مؤلف )