روز « حاتمبخشى » است به دار الخلافه نزول اجلال مىفرمايند . كمتر كسى استقبال رفته اغلب را ممانعت كردهاند .
علائم قبل از فوت شاه
دو سه فقره مطلب از علائم كه قبل از فوت شاه واقع شده و تحقيقا معلوم شده محض يادداشت مىنويسم .
حضرت صدراعظم مىفرمودند جيقهاى براى آن شاه درست كرده بودم كه روز 22 ذيقعده تقديم كنم . دو شب قبل از شهادت شاه زرگر آورد . به محض دستزدن بر جيقه شكست ، خواستم شكستهء آن را بيرون بياورم انگشت من به الماس درشت وسط جيقه نخورده يك مرتبه آن الماس درشت جدا شده چهار ذرع پريد و صدائى كرد و اين مطلب تعجبى بود انگشت به آن نخورده بدون جهت الماس به آن بزرگى از ميان جدا شده چهار ذرع بپرد . دست مرا هم زخم كرد كه هنوز خوب نشده و نشان داد .
ديگرى از علائم : سه روز قبل از شهادت شاه يا بيشتر كتيبهاى كه دور تكيهء دولت از كاشى در مدح شاه شهيد نوشته و نصب است همان چند خشت كه اسم ناصر الدين شاه نوشته شده بدون سابقه و رطوبتى ريخته و مابقى تماما به جاى خود است .
مثل اينكه مخصوصا آن چند خشت را خراب كردهاند .
ديگرى : براى جشن پنجاهم بالاى شمس العماره را تعمير و تميز مىنمودند .
منجمله بيرقهاى بالاى آن را برداشته پاك و تميز كردهاند . پس از آنكه نصب كردهاند نفهميده وارونه انداختهاند . تا چهار روز پس از فوت شده مردم ملتفت نشده ، بعد همهكس ديد كه پاهاى شير سربالا و اسم شاه پائين است و سر شير هم پائين است .
روزنامهء شاه
سواى خوابهائى كه نوشتيم مىگويند خوابى كه شاه ديده در روزنامهء خود كه محرمانه به خط خود دستخط مىفرمودند نوشتهاند . اين روزنامه هم تماشائى است .
چندين جلد است . تمام به دستخط مبارك و هرچه مىفرمودند ثبت و مرقوم است ، حتى بغلخوابى با زنها و غيره و غيره .
اشعارى كه محترمين و شعرا براى جشن گفته بودند تمام نيمهتمام مانده هريك شروع به مرثيه كردند و تمام آنها چه خوب و بد از طهرانيها و شهرهاى خارج هرچه رسيده نزد جناب امين خلوت ضبط است كه كتابى نموده بعد چاپ كنند . دو سه ماده تاريخ و يك قصيدهء ابراهيم خان چرتى صديق خلوت كه بسيار خوب گفته و اهل كمال است ( پيشخدمت قديم شاه است ، پير و گوشش سنگين است ) در اين روزنامه نوشته شد .
كس در اين دنياى فانى مىنماند جاودان * عاقبت طى مىكند ناچار راه كاروان
گر كه شاه بارگاه و گر گداى خاك راه * جان نخواهد برد از دست قضاى آسمان