تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
نشد . آمديم يك قدرى توت خورديم . بعد ناهار آوردند . ناهار را خورديم . بعد از ناهار خوابيدم . چهار به غروب مانده بيدار شدم . با نظر رفتم گردش . خيلى راه رفتم يك گنجشك پيدا نشد . هرچه كبك است قلهء كوه‌اند و اسب نمىرود . ما هم كه نمىتوانيم برويم در تپه‌هاشان . اگر از جاده آدم رد شود از بالاى كوه به زمين مىآيد . پائيز كبكها توى خانه‌ها مىروند . مهدى شكارچى را دو روز پيش فرستاديم تا كبك درى بزند . امروز دوتا فرستاده بود . من تا حال نديده بودم . خيلى بزرگ است . داديم آقا حسين كه يك چيزى درست كند . غروب از گردش برگشتم . گرمارود صد و پنجاه خانه‌وار است . خوب جائى است . امروز گرم بود . پشه و مگس زياد دارد . يقين طهران جهنم است . از توى چادر خانه‌ها خوب پيداست . شب هم خيلى گرم بود . پشهء زيادى بود . روز شنبه 14 - صبح سوار اسب قزل شدم . به طرف روى ده روانه شديم . پياده‌ها را پخش كرديم چيزى پيدا نشد . رفتيم تا رسيديم به امامزادهء روىده . زيارت كرديم . بعد سوار شديم قدرى رفتيم بالا . روى ده درهء بسيار بزرگى است . رودخانهء شاهرود الموت به سه آب درست مىشود : يكى دينه‌رود ، يكى اواتر ، يكى روىده . بعد رودخانهء ديگر هم قاطى مىشود . ولى عمده اين سه‌تاست . در توى يونجه‌زار آفتاب‌گردان زدند . من با على خان و پياده‌ها رفتيم در توى درختها چيزى پيدا نشد . رويده درخت كم دارد . ناهار را خورديم . بعد از ناهار قدرى نشستيم هوا گرم شد . كوه البرز بسيار خوب نمايان بود . با خشه‌چال و زيورچال آب خوبى مىآيد ، بسيار خنك . الموت آب از اين بهتر ندارد . خيلى از آن آب خورديم . بسيار دم رودخانه ياد آقا داداشيم كردم . چيزى پيدا نشد سوار شديم . قدرى كه آمديم ابو القاسم از توى جاده بيرون بود در ميان درهء كوچكى مىرسد ، اسب را هى مىكند يك‌بار اسب از پشت مىخوابد كه ما رسيديم ابو القاسم بلند شده بود . ولى اسب [ افتاده ] بود . اسب را به زور راست كرديم . سوار شد رفتيم تا به گرمارود رسيديم . يك ساعت راه است از گرمارود تا روىده . رودخانهء شاهرود از جلوى پايتخت مىگذرد . بعد خوابيدم . يك مگسهائى است در اينجا كه از روى جوراب مىزند . خيلى مگس بدى است . خوابيدم دو سه دفعه از دست مگس بيدار شدم . چهار به غروب مانده رفتم دم رودخانه ديدم آقا جمشيد صدا مىكند . رفتم ديدم حضرت و الا در يك باغ هستند . رفتم آنجا زردآلو با فندق خوردم . آمدم چادر با ابو القاسم مشق كردم . ابو القاسم رقم مىنوشت . تا حال خيلى رسوم رقم گرفته است . عصر گردش نرفتيم . شب كتلت از گوشت كبك درى درست كرده بودند ، خوردم خوب نشده بود . آن يكى را فرمودند لاى پلو بگذارند . شب بسيار پشه داشت ، و السلام . يوم يكشنبه 15 شهر شوال - صبح سوار اسب ماهرخ شدم . رو به راه نهاديم . خيلى سربالائى بود . شش پياده همراه بودند . گردنهء بسيار بدى بود . هم راهش بد بود و هم سربالائى . پياده‌ها خيلى خوب مىرفتند . همه جوان بودند . گردنهء ناقلائى بود . يك ساعت كه رفتيم رسيديم به اوانك . رعيتها جلو آمده بودند . رسيديم به ده . ده خوبى است . خيلى بلندى است . دو محله دارد : محلهء جيره محله ، جورا محله . از ده