تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
آنجا سرازير شديم . نزديك قصر فيروزه اعليحضرت همايونى به ناهار پياده شدند . ناهار صرف شد . نزديك قصر فيروزه يك گله شكار بيرون آمد يك ميش به دست مبارك شكار فرمودند . ذات همايونى در قصر فيروزه به عصرانه افتادند . ما رو به شهر رفتيم . سه خرگوش شكار شد . دو دانه حضرت و الا زدند يك دانه آقاى عماد السلطنه . من در وقتى كه عقب خرگوش تاخت مىكردم اسب قزل سرسم زد . از بالاى اسب مثل پارو كه به زير برف بزنند همانطور افتادم تا كمر در زير برف رفتم . خدا رحم كرد كه زمين برف بود ، و الا تمام صورتم خورد شده بود . در اين بين خرگوش درآمد بگذرد بلند شدم تفنگ را راست كردم تفنگ باز نشد . مقصود اين است كه من چيزى نزنم . تمام تنم برف شده بود . يك به غروب مانده به منزل پياده شديم . در اين سفر اعليحضرت همايونى سيزده شكار فرمودند . در اين سفر از هرجهت خوش گذشت . آجودان حضور قهرمان قاجار - 1306 هجرى 1888 ميلادى - طهران . * * * تولد من در شب يكشنبه دهم ذىقعدهء سنهء 1288 ، 21 جانيوورى سنهء 1872 ميلادى اول درجهء دلو در دار الخلافهء طهران . تصحيح اين دفتر در خانهء دريا ( ملاكلاى پيشين ) سرانجام يافت - سىام اردىبهشت 1371 . ايرج افشار