ملتزم ركاب هستند . ديروز هم كتبا و هم لسانا مقرر شد . انشاء الله خوش خواهد گذشت . الان سه ساعت از دسته گذشته است در اطاق نشسته و مشغول عرق ريختن هستم و نوشتن اين مختصر گزارشات . زياده چه بنويسم .
صبح چهارشنبه 9 شهر شوال - از خانهء ميرزا على اصغر خان روانهء شمران شدم .
ديشب حضرت و الا خانهء مشار اليه تشريف داشتند . خود مشار اليه هم همراه به باغ آمد .
من و آقا حسين سواره از عقب رفتيم . ميرزا على اصغر خان و حضرت و الا در كالسكه بودند . هوا گرم بود . ناهار در باغ صرف شد . بعد از ناهار با محمد حسن ميرزا و آقاى عماد السلطنه به منزل آنها رفتيم ، در دزاشوب است . تا عصر در آنجا الحمد لله بخوشى گذشت . ميرزا على اصغر خان در آنجا ماند .
در روز جمعه گذشته اين ماه امپراطور جديد آلمان فردريك گيوم دنيا را وداع گفت . چهار ماه و چيزى سلطنت كرد . پسرش گيوم فردريك به تخت سلطنت كامران شد . بيست سال شمسى دارد . وليعهد مشار اليه هفت سال دارد . امپراطور گذشته يك سال تمام است كه مبتلا به آن امراض شده بود .
سفر لار شاه
الان كه دو ساعت از صبح سهشنبه 15 شهر شوال گذشته است در اطاق نشستهام .
هوا به شدت گرم است . عرق متصل از آدم مىريزد . فردا حضرت مستطاب و الا دامت شوكته صبح حركت به سمت شمران مىفرمايند . روز جمعه در ركاب سعادت فرجام حركت به سمت لار مىفرمايند . در اين سفر من همراه نيستم و خيلى از اين بابت دلتنگم . جهت بعضى امورات توقف در طهران نمودم . يعنى نه به رضا ، قدرى پاى زور در ميان هست . آقاى عماد السلطنه تشريف مىبرند . در اين هواى گرم خيلى بد خواهد گذشت . انشاء الله بعد از تشريففرما شدن حضرت مستطاب و الا بايد به باغ شمران رفت و الا در شهر محال است ماندن . گويا دو ماه اين سفر طول بكشد . خيلى سياحت دارد . حيف كه من نرفتم . بسياربسيار گرم است . خداوند رحم كند . و السلام .
قهرمان آجودان حضور .
صبح روز پنجشنبه 17 شهر شوال - ديشب شش ساعت از شب گذشته آردل خبر كرده بود كه صبح سلطنتآباد حضور مبارك سلام خاص حاضر شويد . حضرت مستطاب و الا هم امروز تشريففرماى باغ شمران مىشوند كه فرداى آن روز كه روز جمعه 18 در ركاب همايون عازم شوند . در كالسكه نشسته رفتيم به باغ تجريش . ناهار صرف شد . پنج ساعت و نيم از دسته گذشته در كالسكه نشسته به سلطنتآباد رفتم .
به محض رسيدن به اتفاق امراى توپخانهء مباركه داخل باغ شديم . در خيابان جلوس همايونى شده بود . آقاى نايب السلطنه روحى فداه با جناب امين السلطان و وزير لشكر نزديك صندلى ايستاده بودند . تمام ادارهء نظام صف بستيم . قدرى اظهار التفات شد .
بعد حضرات شاهزادگان عظام را خواستند . تفصيلى دارد كه در اين روزنامه نوشته نشده است .