تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1630

مساهمون:

ص١٦٣٠
بشود . بعد اصطهبانيان و ارسين و يك نفر ديگر آمده ، قدرى شوخى و صحبت اوضاع شد . بعد من بلند شده به خانهء آقا محمد هادى رفته ، گفتند روضه اسلامى رفته ، من هم رفته ، روضه‌خوان آخر بود . بعد با آقا محمد هادى به خانه‌اش رفته ، شام خورده ، صحبت كرديم . بعد من به خانه آمده ، خوابيدم . آقا يحيى نهاوندى رئيس عدليه بروجرد و ناصر الاسلام هم آمده بودند ، من نبودم .

اخبار مكتوب رشت

چهارشنبه 21 صفر . - صبح بعد از چايى بيرون و سوار واگون به خانهء امير امجد برحسب وعده رفته ، قدرى صحبت و قرار شد يك روز نزد بهبهانى رفته صورت شرعى براى فك خانه رهنى مساوات بپرسم پيدا مىكند يا خير . بعد به اتفاق بلند شده خانهء ممتاز الدوله رفتيم . قدرى معطل ، امير امجد كار داشت و رفت . بنده بعد ممتاز الدوله را ديده ، امين الدوله هم آنجا بود . قدرى صحبت اوضاع ، و به ممتاز كتبا خبر رسيد كه رشت را آتش زده‌اند و هزار قزاق به ميرزا كوچك خان ملحق شده و پانصد در رشت متوقف و به احسان الله خان ملحق و پانصد در قزوين انگليسىها خلع سلاح نموده و به آن‌ها لباس غيرفرم قزاقى پوشانده . بعد خيلى صحبت . بعد بلند شده سوار واگون به خانه آمده ، ناهار ، بعد مشغول تحرير . ميرزا عبد الله خان نظميه آمد . مشغول صحبت بوديم . آقا سيد على برادر مساوات با يك دسته زن از خانهء وقار الدوله و دخترهاى همشيره آمده ، سيد على را زود راه انداخته با ميرزا عبد الله خان ، صندوق كتاب و اسباب‌ها را باز كرده ، قرار شد نوبرى را بياوريم و اصلاح كتاب و اسباب‌ها را بنمائيم . بعد بيرون . صحبت‌كنان من به خانهء مهذب السلطنه رفته ، محتشم الدوله و يمين الملك هم آمده ، قدرى صحبت اوضاع . بعد برادرين رفته ، من و مهذب قدرى صحبت فرقهء دست چپ دمكرات را مذاكره نموديم ؛ او هم معتقد شده .

شمه‌اى از اوضاع

ساعت دو از شب بيرون آمده به خانهء عضد الملك روضه رفته ، صحبت اوضاع جديد رشت و حريق و جنگ قزاق‌ها و انگليسىها و خلع سلاح قزاق‌ها و قضيه