تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1613

مساهمون:

ص١٦١٣
نداشته . الموتى هم بنا بود بيايد نيامد . حاج سيد حسين رباط كريمى هم آمده ، صحبت جنگ رباطكريم با روس‌ها را نمود . بعد حليم بادمجان خورده خوابيدم .

تذكر ماده نانوشتهء مرامنامه

دوشنبه پنجم صفر . - صبح در خانهء آقا ميرزا حبيب الله خان بلند شده ، چايى خورده برحسب دعوت به خانهء گيوه‌چى رفته ، الموتى ، طهرانى ، سيد عبد الغنى ، ضياء الواعظين ، كازرونى ، فرخى ، آقا يحيى مدير دفتر خارجه و آقا سيد عبد الرحيم اصفهانى آمده كاغذى در تحت سه ماده نوشته كه ضديت با معاهده ، با انتخابات و جديت در اصول مشروطيت بنمايند . به من دادند . گفتم با اشخاصى كه مرتزق از دولت باشند من كار نمىكنم . ضيا و آقا يحيى اوقاتشان تلخ . بعد بلند شده بيرون آمديم . سوار واگون و نزديك ظهر به خانه آمدم . بعد به خانهء مرآت برحسب وعده رفته ، آقاى تنكابنى آمده ، راپرت ژاندارمرى مازندران را كه سردار جليل متدرجا 32 نفر را منجمله اشرف الملك را كشته خواند كه عقل حيران مىماند . بعد ناهار مفصلى خورده ، مرآت گفت شاه باز دست و پا جمع كه به اروپا تا يكى دو ماه ديگر برود . بعد چايى [ خورده ] و دو به غروب بيرون آمدم .

احالهء مقاله به وزارت جنگ

دكان آقا ميرزا عباسقلى خان [ رفته ] بعد يك به غروب به‌سمت خانهء پهلوى رفته ، پهلوى ، نظميه ، فرخى ، عين ، الموتى و تيگران هم آمده تا دو از شب صحبت مرام [ نامه ] و نظام‌نامه و انتشار او شد . بعد قرار شد جلسهء بعد خانهء عين . بعد بيرون آمده با عين به خانهء ارفع الملك روضه رفته ، منتصر السلطان بود و گفت وزارت معارف در خصوص طبع مقالهء شما موكول به وزارت جنگ كرد . بعد بيرون آمده چهار از شب به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

سه‌شنبه ششم صفر . - صبح بعد از چايى من و مشهدى صادق به كاهگل‌مالى توى انبار مشغول ، ناهار آبگوشت خورديم . بعد از چايى بيرون آمده دكان آقا ميرزا عباسقلى خان چايى خورده ، بعد بلند شده دكان كربلايى محمد ولى قدرى صحبت و چايى . بعد دكان ميرزا عبد الباقى دوافروش چايى