نشانى از ميراب نيافتم . در راه شنيدم و شيوع داشت كه قزاقها در خارج رشت ، راه انزلى محصور و مقتول و فرارى و رشت تخليه شد بعضى مقتوليت سردار اسلام عليه النيران را هم مىگفتند . بعد خانهء صمصام ، امير مفخم هم بود . قدرى صحبت ، بعد بلند شده در خيابان رفقا را متفرقه ديده ، احوال متفرقه اوضاع را مىگفتند . بعد رو به خانه آمده . شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
يكشنبه 14 ذيحجه . - صبح بعد از چايى ، كارهاى متفرقه ، بعد فرخى و آقا شيخ حسين طهرانى باهم آمده ، قدرى و ساعتى صحبت متفرقه آنها هم رفتند .
بعد ناهار . عصر بيرون آمده ، خانهء آقا شيخ نور الدين ، نبود . به نظميه رفته ، ارداقى ، عماد مشكوة و محمد على خان را ديده ، تفصيل مذاكرات و كاغذ وثوق السلطنه را گفتم و فاضل عراقى را وكيل نمايند . قرار شد كه اگر مهدى خان لله را تا چهارشنبه مرخص نمودند . فاضل بيايد . چون حكم مرخصى او را محكمه نظامى داده است . بعد از مشكوة كاغذ ويستادهل [ را ] كه در برائت او نوشته بود خواستم كه به وثوق السلطنه بفرستم . گفت نزد پاشا خان است . بعد بيرون آمده ، مشار الدوله رسيد . به درشكهء او سوار ، گذر وزيردفترى پياده ، به خانه آمده . شيخ العراقينزاده هم با سيد فخر آمد و مطالبه مقاله را كرد ، نيمهتمام بود . گفت نمىشود ، زيرا خيلى زياد و مجله است بعد از خيلى صحبت رفتند .
من هم بيرون آمده ، عين الممالك خانهاش نبود . از آنجا برحسب استخاره به خانهء حاج صادق بانكى رفته ، مشغول صحبت ، شام به زور مرا [ نگه داشت ] و چلوكباب خانهاى با آبگوشت و ترشى و پنير خورديم ، بعد بيرون آمده ، چهار به خانه رسيده ، خوابيدم . فخر رفيق شيخ العراقينزاده هم گفت ميرزا احمد قزوينى حاكم گروس شده است .
اضطراب دولتىها
دوشنبه 15 ذيحجه . - صبح بعد از چايى تا عصر كارهاى متفرقه . بعد بيرون آمده خانهء عين الممالك رفته ، عيالش ناخوش و منتظر دكتر سعيد خان لقمان و طبيبه مريضخانه . بعد با عين الممالك بيرون آمده ، تفننا گردش خيابان . بعد در راه پرويز و آقا مرتضى را ديده ، قدرى صحبت اوضاع و اضطراب دولتىها از غلبهء بلشويكها از انزلى تا منجيل به قزاقها و قشون انگليس . بعد به خانهء