پيشرفت قواى دولتى
سهشنبه 9 ذيحجه . - صبح بعد از چايى عملهجات آمده ، بنا مشغول كاهگلمالى ، من هم عقب حصير رفته ، بعد با حاج على نقى تيرفروش تا به دروازه شميران رفته ، بيست تير و هفت دسته نى و حصير كه مجموعا چهل تومان [ و ] كسرى مىشد خريده ، مقارن ظهر تيرها را آورده ، عصر كه عملهجات رفتند ، مرآت الممالك آمد ، قدرى صحبت ، بعد بيرون رفتيم . گفت شاه امروز خودش مسجد شاه آمد و ختم را برچيد مخبر السلطنه هم به تبريز رفت . بيانيهء استاروسلسكى در فتح رشت و اخذ غنايم و اسرا با رجزهاى زياد . تا ساعت يك و نيم در خيابان . بعد به خانهء ناصر الدوله رفته تا ساعت سه ، عين الممالك آمد و هندوانه ، خربزه و چايى ، قهوه خورده ، صحبت كرديم . بعد من به خانه آمده شام خورده و خوابيدم .
اوقاتتلخى سردار مقتدر
چهارشنبه عيد قربان . - صبح بعد از چايى آقا شيخ نور الدين و آقا شيخ محمد على الموتى آمده ، ساعتى صحبت و مقدارى اولى تنقيد از جنگلىها ، بعد يمين الملك آمده ، اقدام خودش را درخصوص محصول چپاولشده اظهار داشت ، بعد رفتند . بعد سالارظفر سنجابى آمده مقدارى از اوضاع و قدرى از سردار مقتدر گله نمود كه به پسر سردار محتشم بد گفت و فحش داد كه چرا شما بىشرافت [ هستيد ] كه با اجانب سازش مىكنيد و اين مطلب خيلى بد شد . بعد قرار شد فردا عصر خدمت سردار برسم و به او قسمى عنوان نمايم كه سردار برود منزل سردار محتشم و ترضيه بخواهد . بعد ايشان هم رفته ، ناهار خورده ، مشغول تحرير شدم .
عصر كه چايى مىخورديم آقا ميرزا عباسقلى خان ، آقا ميرزا حاج آقا و بعد ناصر الدوله آمده ، صحبت نموديم ، بعد آنها رفته ميرزا اسماعيل خان كاكا آمد از طرف دكتر محمد خان تقاضاى رفتن مرا به باغ اكبرآبادش نمود و قرار شد جمعهء آتيه برويم . بعد با كاكا بيرون آمده ، صحبتكنان تا توپخانه . من از آنجا به خانهء مشير اكرم ؛ نبود . عصمت السلطنه را درب در قدرى احوالپرسى ، دامادش آنجا بود . بعد مراجعت خانهء فرخى ، نبود . توپخانه به واگون [ سوار ] بعد پنير ، يخ و انگور خريده به خانه آمده شام خورده خوابيدم .