تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1093

مساهمون:

ص١٠٩٣

وكالت جليل الملك و ماشاء الله خان كاشى

معلوم است كه وحشتى به آقاى ارباب بزرگ پهلوان حسن عارض شده و نيز از بىحقوقى و بىانصافى جليل الملك بيان مىكرد كه پاى دار ماشاء الله خان دست مىزد ؛ چه كه ماشاء الله خان به واسطهء دوستى با او جديت كرد كه وكيل شود و وكيلش كرد . پرسيدم به چه دليل ؟ بلكه دروغ مىگويى . گفت در چهار ماه قبل يك شبى در بالاخانه باغ نصرت الدوله ، مقوم ، ميرزا ابراهيم قمى ، صدرايى ، تدين و نجات ايستاده بوديم . جليل الملك به نصرت الدوله گفت خيالات دولت در حق ماشاء الله خان را زود اظهار نكنيد ، چون مىترسم در انتخاب من كه او قول داده خلل وارد آيد . نصرت الدوله گفت نترس ، تا مطلب و خيالاتى كه ما داريم و صورت بدهيم انتخابات كاشان تمام شده و به وكالت شما ضرر نمىرسد . من گفتم به دكتر ، حكما خيالات دولت امر كنترل بوده ، دكتر هم تصديق نمود . بعد مشغول سيگار و چايى و صحبت . آدم وقار الملك عقب دكتر از طرف نجات و ساعت‌ساز آمد . دكتر جواب داد چون كمره‌اى اينجا است عذر مىخواهم . مجددا آدم وقار آمد كه وقار مىگويد كمره‌اى مكرر وعدهء تشريف‌فرمايى را به منزل من داده و نيامده ، خواهشمندم كه ايشان هم بيايند . بعد مرا دكتر به اصرار برداشت و برد آنجا . آقايان در دخمه‌اى نشسته چايى و صحبت . من هم وارد ، قدرى شوخى و صحبت و قدرى آن‌ها مداحى از عمل وثوق الدوله و من به عكس نقادى و مذمت از اعمال او . به قدر ربع ساعتى نشسته ، چون ملزم بودم كه ساعت دو و نيم خانه باشم عذر خواسته بلند شدم . دكتر هم همراه من آمد . او رفت به خانه‌اش . من هم به عجله از ميدان توپخانه سوار واگون و به خانه آمده .

لزوم تشكيل يك مركز ملّى

آقا شيخ ابو طالب ، فرخى ، گيوه‌فروش ، آقا سيد عبد الغنى ، آقا ميرزا على كازرونى ، آقا شيخ محمد على قزوينى تشريف آورده ، چاره‌جويى كه چه قسم جمعيت بايد ايجاد شود . من عرض كردم الان مقتضى تجمعات فراهم است كه تنفر عموم باشد . اين‌كه وحدت همه تجمعات فراهم نمىشود به جهت دو مانع است ، يكى آنكه هر جمعيت يك نقشهء خصوصى كشيده و اصرار دارد كه