تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1089

مساهمون:

ص١٠٨٩
جاى ديگر . صحبت متفرقه از اوضاع كنونى و لزوم يك نمايش رسمى ملى ساده بدون پول و پلو ، نصف روز ، يا يك روز تعطيل عمومى بدون جديت در پس گرفتن انگليس مواد كنترل خودش را يا عزل وثوق الدوله فقط ، معلوم شود كه رسما ملت حاضر براى قبول معاهده نيست .

قصاص تلخ و شيرين

بعد با قزوينى بيرون آمده به‌سمت ميدان توپخانه مىرفتيم ، جمعيت زيادى رفت‌وآمد داشت . گفتند در ميدان پهلوان رضا را اول و ما شاء الله خان را بعد به دار زدند . توى ميدان وارد شده ، ما شاء الله خان را ديده كه سر دار دو آتشه شده ، خيلى از يك جهت خوشحال كه قطاع الطريق سنواتى و برهم‌زن آسايش يك قطعه از مملكت را به دار و به جزاى مختصرى رساندند ، اما افسوس خوردم كه به دست انگليسىها شده كه براى بدى او ، و امنيت مملكت ايرانى نكرده‌اند ، بلكه خود اين‌ها تاكنون مساعدت مىكردند كه همچه اشخاصى باشند و امور ايران را مختل نمايند و حالا كه كارشان را گذراندند ديگر ابدا اعتنا به خدمات او و قول‌هاى خودشان به او ندارند و رفع احتياج كه از او كردند يك دولت خادم خودشان را به دار مىزنند . اف بر تو ، اى ايرانيان خادم به اجنبى ، اى وثوق الدوله و نصرت الدوله ، اى كميته به اسم دمكرات كه به قوهء خارج هرچه نالايق بود به آزاديخواهان كرديد . نزديك است روزى كه اين دار را آقايان پهلوان حسن [ وثوق الدوله ] و پهلوان فيروز [ نصرت الدوله ] و پهلوان اكبر [ سپهدار ] و ساير نوچه‌هاى كور كميته و داش‌هاى هر محله و احزاب و علماى سوء زيارت نمايند . هيچ قوهء صالح و فاسدى را چه از سياسيون و روحانيون نگذارند در مملكت عرض وجود نمايد . بعد صحبت‌كنان به دكان گيوه‌فروش با قزوينى رفته ، صحبت تجمع پريشب در خانهء فدايى شد . بعد اظهار داشت كه فردا عصر شما از چند نفر وعده بگيريد قدرى صحبت نمائيم . صورتى داد كه اغلبش به عهدهء او شد كه خبر بدهد . بعد بلند شده با قزوينى رو به خانه آمده ، در راه نعش ما شاء الله خان باز سردار بود و گفتند تا عصر هست . نقل كردند كه در نظميه وصيت كرده بود كه اگر اموال مرا