تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
مىفرمودند به من هم اظهار مرحمتى فرمودند . آقاى سرهنگ پسر امين حضور كه حالا سرتيپ شده‌اند قدرى پيش من بودند حرف زديم . وقت سلام چون سلام ميان باغ شد من با جناب امين الدوله در پيش روى اطاق سلام يعنى در دالان نارنجستان نشسته بوديم . آقاى امين الملك و بعضى از عمله خلوت هم بودند . بعد از انقضاى سلام آمديم كه از باغ بيرون برويم كفشهاى من مفقود شده بود . كفش ديگرى را باشماقچى آورد به من داد پوشيدم . و با سركار ايلخانى و جناب امين الدوله و جناب حاجى ميرزا عباسقلى « * » آمديم خدمت حضرت مستطاب و الا آقاى نايب السلطنه روحى فداه ايشان را زيارت كرديم و بعد از آن جناب آقاى امين الدوله و ساير به طرف منزل رفتند .

به تاريخ پنجشنبه 14 شهر رجب المرجب 1307

امروز صبح رفتم حمام كه تازه گرم كرده‌اند . ميان آب گرم رفتم و صابونى زدم و نماز كردم و قندداغى خوردم . قدرى نان و پنير هم خوردم . و نوكرها آمدند و اسب سوارى آوردند . و با ميرزا محسن در باب تعمير آن خانه گفتگو شد كه با عاليجاه حاجى ميرزا رضا قلى قرارى بدهند . و اسامى نوكرها را آورده براى خرجى شب عيد بعد از آن كاغذى « * * » . و بعد رفتم به طرف دربار اعظم . رفتم ميان باغ و بعد از آن آمديم اطاق دربار . شاهزادگان عظام بودند . ناهار صرف شد . بعد از آن چون اعليحضرت همايونى امر و مقرر فرموده بودند كه همه بروند بنشينند در باب نظافت و پاكى اين شهر و مرمت كوچه‌ها و ساختن آنها و ساختن و بناى رخت شورخانه و غيره بطورى كه در ساير بلاد فرنگستان معمول است حرف بزنند و قرارى بدهند ، حضرت آقاى نايب السلطنه هم بعد از ناهار تشريف آوردند . و جناب آقاى امين الدوله منظورات و فرمايشات اعليحضرت همايونى را مجددا بيان كردند . منظور اين است كه آنچه تخمين كرده‌اند چهل هزار تومان براى بناهاى جديد حالا بايد تهيه شود و بعد از آن هر سالى يك مبلغى براى حفظ و نگاه‌دارى و تعميرات تهيه [ نمايند ] . نقدا كوچه‌ها ساخته شود و سنگ‌فرشهاى شهر و ديوارهاى خراب و غيره همه درست شود به تفصيلى كه بعد نوشته مىشود . سيد شوشترى طرف عصر يعنى دو ساعت از شب گذشته آمد پيش من شام خوردند و چهار از شب گذشته رفت .
هامش
( * ) - توضيح دو صفحهء قبل ديده شود . ( * * ) - كذا ، ظاهرا عبارت ناتمام است .