تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
آتشبازى و غيره هستند . و حالا نايب ابو القاسم و آقا عباسعلى آمده‌اند كه آقا على آدم مرحوم خسرو خان كه در آبدارخانه و خدمت جناب آقاى امين السلطان دام اقباله است آمده آن خانه خبر داده است كه دستخط مبارك به افتخار من صادر شده بود ، ميرزا عباسعلى فراشخلوت خواهد آورد . نمىدانم صدق و كذب آن‌چه قسم است ؟ و حالا ميرزا نجفقلى اينجا آمده در فقرهء حساب پسر مرحوم حاجى محمد رضاى صراف و صورت حساب او مذاكره است و فردهاى حساب قديم او را داده‌ام ملاحظه مىكند . و حالا كه يك ساعت از شب گذشته است و شليك شب عيد مولود حضرت ولايت‌مآب ( ع ) [ است ] آقا رضا آمد يك دستخط مبارك آورد كه به جناب مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم صادر شده است كه جناب امين خلوت فرستاده بود من زيارت كنم ، زيارت كردم دادم به آقا رضا كه به جناب امين خلوت بدهد . ان شاء اللّه خداوند امورات را اصلاح فرمايد . سواد دستخط مبارك : « جناب امين السلطان - پانصد تومان از بابت پيشكشهاى عيد نوروزى به امين لشكر انعام بدهيد . خلعتى هم به او بدهيد » . نسخه كه ميرزا على اكبر خان كرمانى ناظم الاطبا داد : روغن ابو دلاك « 1 » هشت مثقال روزى چهار دفعه . . . « 2 » نمايند . دواى هر شب را حاجى حميد بيك آورد در استكان خوردم . در ساعت چهار سينى شام مرا آوردند . چلو خورش قرمه‌سبزى و آبگوشت . و قدرى آبگوشت با آب‌ليمو خوردم . چند لقمه هم چلو با قرمه‌سبزى خوردم . شام را برداشتند . هما خانم قليان آورده است .

به تاريخ روز چهارشنبه 13 شهر رجب المرجب 1307

امروز صبح بعد از نماز و صرف قنداغ و غيره درشكه آوردند رفتم دربخانهء مباركه . لباس سلام نداشتم رفتم ميان باغ . اعليحضرت همايونى در باغ تشريف داشتند ناهار ميل مىفرمودند . در عمارت بادگير تشريف‌فرما مىبودند . من نزديك آبدارخانه روى نيمكت نشستم . جناب مجد الدوله ، آقاى وزير بقايا و جناب امين الدوله بودند . و رفتيم مجلس ناهار صرف شد . و امروز وقتى كه اعليحضرت همايونى در ميان باغ . . . « 3 » عبور
هامش
( 1 ) - كلمه‌اى است بدون نقطه . ( 2 ) - جاى كلمه‌اى سفيدست . ( 3 ) - جاى يك اسم سفيدست .