ايشان در ارتفاعات بود موفق شديم استحكامات آنان را درهم كوبيده ، اما خستگى مفرط نظاميان موجب شد كه بيش از اين نتوانيم به تعقيب آنان پرداخته ، شكست قطعى بدهيم . 18
هامش
( 1 ) . روزنامه ايران ، شم 1203 ، صص 1 و 2 .
( 2 ) . قديمى ، تاريخ 25 ساله ارتش . . . ، ص 91 .
( 3 ) . براى آگاهى از زندگىنامه عبد اللّه بهرامى ، ر . ك : همين كتاب ، ج 1 ، ص 552 .
( 4 ) . عاقلى ، روزشمار تاريخ ايران . . . ، ج 1 ، ص 173 ؛ « فتح قلعه چهريق شهرت عظيمى يافت و در تمام ايالات و ولايات منعكس گرديده ، زمينهاى به دست جرايد طرفدار سردار سپه داد كه مدتى روى آن قلمفرسايى نمايند .
تلگرافات تبريك از تمام شهرستانها به رئيس دولت و سردار سپه مخابره شد و در اغلب شهرها از طرف امراى لشكر به افتخار اين فيروزى جشن گرفته ، چراغانى نمودند . براى سردار سپه هم كه ظاهرساز بود موقع مناسبى به دست آمد كه روى فتوحات نظاميان آذربايجان و قواى محلى آن تظاهراتى بنمايد . به همين مناسبت 28 اسد 1301 خورشيدى به افتخار موفقيت اردوى دولتى در آذربايجان حسب الامر وزير جنگ در ميدان مشق « باغ ملى فعلى » جشنى برپا گرديد . تمام افسران در اين جشن شركت كردند و پس از صرف شام از طرف سردار سپه ( وزير جنگ ) خطابه مهمى ايراد شد كه از نقطهنظر اهميت و روح دماگوژى و به اصطلاح برخى در باغ سبز نشان دادن سردار سپه كاملا شايان توجه است ، زيرا منشيان زبردست سردار سپه آن خطابه را بىنهايت خوب تهيه كرده بودند . بيچاره برخى از مردم تصور مىكردند كه آنچه را كه سردار سپه در خطابهاش گفته واقعا معتقد و عمل خواهد نمود . ديگر نمىدانستند كه پشت مار بنفش است و زهر او قتال . و اين كلمات و عبارات شيرين صرفا براى فريب مردم مىباشد و اساسا سردار سپه هم معلومات خواندن و نوشتن پارهاى از لغات و كلمات آن را نداشته است و اين خطابه هم از مغز او تراوش نكرده ، بلكه يك سلسله افكارى بوده كه به وسيله منشى زبردستش تحرير شده و به وسيله خطيبى به نام نطق وزير جنگ ايران گرديد . » ( مكى ، تاريخ بيست ساله ايران ، ج 2 ، صص 152 و 153 ) .
( 5 ) . مكى ، تاريخ بيست ساله ايران ، ج 2 ، ص 153 ؛ « بارى ، سردار سپه در 28 اسد ، به افتخار اين فتح ، در باغ جلو قزاقخانهء سابق جشنى برپا كرد . در اين جشن ، كه تمام افسران حاضر تهران شركت جستند ، به اسم خطابهء آقاى وزير جنگ ، شرح مفصلى خوانده شد ، كه من از آوردن عين آن در اينجا خوددارى مىكنم . در اين خطابه اغراقات شاعرانه و تكلفات منشيانه زياد به كار رفته ، و حتى از كلمات و جملههاى بىمناسب هم ، خالى نيست و چيزى كه در آن خيلى نمايان است ، توصيه در وطن پرستى و حماسه گذشت و اميدوارى به آينده است . و فقط در يك مورد ذكرى هم از سلطان احمد شاه رفته است . از لحن اين خطابه « و من من » هايى كه در آن است ، پيداست كه نويسنده مىخواهد همه چيز كشور را از پيشرفت قشون وانمود كند و سردار سپه را نماينده آن قرار داده و همه پيشرفتها را به او منصوب دارد . مردم كه اين بيانات را در روزنامهها مىخواندند ، مخصوصا به اين جملههاى مقرمط ، كه اكثر آنها درخور فهم افسران بىسواد آن روز نبوده ، و معنى مقصود به زور از آن استخراج مىشد ، مىخنديدند . » ( مستوفى ، تاريخ اجتماعى و ادارى . . . ، صص 526 و 527 ) . براى آگاهى از متن كامل اين خطابه ر . ك : بهار ( ملك الشعرا ) ، تاريخ احزاب سياسى ايران ، ج 1 ، صص 267 تا 271 ؛ روزنامه ايران ، شم 1203 ، ( 1301 ش ) ، صص 1 و 2 .
( 6 ) . روزنامه اتحاد ، شم 225 ، صص 1 تا 3 .
( 7 ) . همان ، شم 225 ، ص 3 .
( 8 ) . همانجا .
( 9 ) . مكى ، تاريخ بيست ساله ايران ، ج 2 ، صص 159 و 160 ؛ 123 / 1301 ، ص 213 ) .
( 10 ) . روزنامه اتحاد ، شم 224 ، ص 1 .
( 11 ) . همان ، ص 3 ؛ ( 213 / 1301 ، صص 405 و 406 ) .
( 12 ) . روزنامه اتحاد ، شم 225 ، ص 3 .
( 13 ) . اسنادى از امتياز نفت شمال . . . ، صص 152 تا 154 .
( 14 ) . روزنامه اتحاد ، شم 227 ، ص 3 .
( 15 ) . روزنامه ايران ، شم 1203 ، ص 4 .
( 16 ) . روزنامه اقدام ، شم 70 ، ص 3 .
( 17 ) . روزنامه ايران ، شم 1204 ، ص 3 .
( 18 ) . روزنامه اتحاد ، شم 227 ، ص 2 .