كميسيون دعوت شده تا اطلاعاتى از او كسب شود . 5
* آزادى صادرات برنج
بنابر گزارش رسيده از رشت محصول برنج در سال جارى به اندازهاى هست كه بتوان آن را صادر كرد و عسرتى در ارزاق عمومى رخ ندهد . ازاينرو امروز در اداره حكومتى نشستى با شركت تجار و علما برگزار شد و نتيجه آن آزادى حمل برنج به خارج و داخل بود . 6
* جمعآورى اعانه در تبريز
به گزارش رسيده از تبريز امروز عصر گروهى از مردم در باغ ايالتى جمع شده و هركس به هر مقدارى كه مايل بود داوطلب پرداخت مبلغى شد كه پس از جمعآورى توسط هيأتى به مريضخانه تقديم شود . اين مجلس فردا هم ادامه خواهد داشت . در اين تلگراف « همراهى با خورشيد سرخ [ شير و خورشيد سرخ ] و اظهار قدردانى و تشكر از نظاميان غيور » ياد شده بود . 7
* گرماى بىسابقه در استرآباد
در ذيل اخبارى كه امروز از استرآباد مخابره شد يكى هم اين خبر بود كه هوا به شدت گرم است . در چهل - پنجاه سال گذشته تاكنون چنين گرمايى ديده نشده است . يك ماه و نيم است باران نيامده . اگر به همين منوال پيش رود تا ده روز ديگر نيمى از كشت برنج زارعين از بين خواهد رفت . گرما حاكم استرآباد را هم كلافه كرده ، راهى ييلاق شده است . در غياب حاكم افرادى از طايفه يموت وقت را غنيمت شمرده مشغول دزديهاى معمول خود شدهاند . 8
* عدم موفقيت سارقان در ناحيه كنگاور
امير لشكر غرب احمد خان امير احمدى 9 در خبرى كه به مركز فرستاد نوشت كه دزدها ساعت يازده امروز بين صحنه و كنگاور به يك دستگاه گارى حمله كرده ، يك نفر نظامى نگهبان آن را مىكشند . مهاجمان گماشتگان امير اسعد كاكاوند بودند . نظاميان محلى به تعقيب دزدان مىروند و اموال مسروقه را به دست مىآورند . وى از تدارك براى تنبيه امير اسعد كاكاوند و دستگيرى او هم خبر داد . 10
هامش
( 1 ) . اسناد وزارت امور خارجه ، 3 و 2 - 1 - 49 - 1301 .
( 2 ) . همان ، 77 - 2 - 16 - 1301 .
( 3 ) . همان ، 7 - 27 - 16 - 1301 .
( 4 ) . ميرزا يوسف خان عدل قائممقام تبريزى معروف به مكرم الملك و قائممقام در سال 1260 ش در تبريز به دنيا آمد . پدرش سيد حسين شام غازانى ملقب به عدل الملك از سادات حسينى تبريز و از اعيان و فضلاء آذربايجان بود . ميرزا يوسف در سنين جوانى در كارگزارى تبريز و مشهد كار كرد و به هنگام تخليه قواى عثمانى از آذربايجان ، نايب الايالهء آذربايجان بود . او در سمت نايب الاياله با آزاديخواهان بناى ناسازگارى گذاشت و به ماجراى نوبرى و اسماعيل آقا سيميتقو پايان بخشيده ، امنيت نسبى را در منطقه برقرار ساخت . بر اثر همين اقدامات از سوى مردم به قائممقام ملقب شد . وى در 1301 ش به جاى ابو الفضل ميرزا عضد السلطان به حكومت كرمانشاهان منصوب گرديد و تا اوايل 1302 ش در آنجا حكمران بود . پس از او محمد خان سردار عظيم افسر بازنشسته قزاق و پدر همسر احمد آقا خان سپهبد امير لشكر غرب به جاى وى به حكمرانى كرمانشاه منصوب گرديد و ميرزا يوسف خان در اواخر همين سال از حوزه انتخابيه تبريز به نمايندگى پنجمين دوره مجلس شوراى ملى برگزيده شد .
او در اين دوره از طرفداران سرسخت رضا خان سردار سپه بود و براى انقراض قاجاريه تلاش فراوان به كار مىبست . وى در دورههاى ششم و هفتم مجلس نيز سمت نمايندگى خود را حفظ نمود . يوسف مكرم الملك به سال 1312 ش درگذشت . پروفسور يحيى عدل جراح معروف و دكتر غلامرضا خان عدل از فرزندان او هستند . ( مجتهدى ، رجال آذربايجان در عصر مشروطيت ، صص 274 و 297 ؛ سلطانى ، جغرافياى تاريخى و تاريخ مفصل كرمانشاهان ، ج 4 ، صفحات متعدد ؛ عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 2 ، صص 998 و 999 ) .
( 5 ) . روزنامه ايران ، شم 1201 ، ص 3 .
( 6 ) . روزنامه اتحاد ، شم 224 ، ص 3 .
( 7 ) . سازمان اسناد ملى ايران ، سند شم 293001553 ، آرشيو 108 ظ 2 ب آ ا ، شم ميكروفيلم 00100160 .
( 8 ) . مقصودلو ، مخابرات استرآباد . . . ، ج 2 ، ص 825 .
( 9 ) . احمد اميراحمدى فرزند سرتيپ نقى آقا از خانواده مهاجر قفقازى بود كه بعد از قرارداد تركمانچاى به ايران آمدند و در اردبيل ساكن شدند . چندى بعد به تهران كوچ كردند كه احمد نيز در همين شهر به سال 1259 ش به دنيا آمد . پس از اتمام تحصيلات مقدماتى با درجه معين نائبى در 1278 ش وارد تيپ قزاق شده ، به سبب رشادت و تهور ارتقاء مقام يافت و به درجه سرهنگى رسيد . در 1299 ش با درجه سرتيپى فرماندهى قسمت سوار آترياد همدان را برعهده گرفت . آنگاه رضا خان ميرپنج و سيد ضياء الدين طباطبايى را در انجام كودتا يارى رساند . در نخستين مأموريتش پس از كودتا ، امير مؤيد سوادكوهى را در مازندران شكست داد .
در اين زمان سازمان ارتش بازسازى شد كه او هم با درجه امير لشكرى به فرماندهى لشكر غرب كه مركز آن در همدان بود ، منصوب گرديد . او در اين سمت براى ايجاد امنيت منطقه تلاش زيادى از خود نشان داده ، از هيچ اقدام تند و ستمى ، به ويژه در حق مردم لرستان ، دريغ ننمود . نشان ذو الفقار را هم به دو دادند . در شهريور 1304 رياست ژاندارمرى را بر عهده گرفت كه پس از مدتى فرماندهى لشكر تبريز ( لشكر شمال غرب ) را نيز به عنوان ضميمه كارش پذيرفت . در بهار 1307 ش حاكم لرستان شد و طرح خلع سلاح اقوام لر را به اجرا درآورد . در فروردين سال بعد به درجه سپهبدى نائل آمد . چندى براى معالجات پزشكى به تهران و بعد از آن به اروپا رفت . پس از مراجعت به ايران بار ديگر مأموريت يافت كردها را خلع سلاح كند . در 1311 ش عملياتى هم بر ضد جعفر سلطان و سال بعد عليه لرها آغاز كرد . ليكن يكباره از چشم رضا شاه افتاد و مورد بىمهرى قرار گرفت ؛ ديگر شغل مهمى به دو نداد و مشاغل كوچكى را به سپهبد امير احمدى سپرد كه از آن جمله است رياست اداره اصلاح نژاد اسب در سال 1314 ش . اين وضعيت تا شهريور 1320 ادامه يافته ، همچنان از امور نظامى به دور ماند . در همين ماه رضا پهلوى از او دعوت به عمل آورد و با اظهار ندامت فرماندارى نظامى تهران را بر گردن وى نهاد . بعد از وقايع شهريور 1320 در كابينه محمد على فروغى وزارت كشور را پذيرفت . در ماجراى 17 آذر 1321 و بحران شديد نان كه در تهران و بيشتر شهرها پيش آمد حاكم نظامى تهران و فرمانده پادگان مركز شده ، توانست از ادامه بحران جلوگيرى كند . در دى همين سال كه احمد قوام به ترميم كابينهاش پرداخت ، وزير جنگ گرديد . اميراحمدى در تمام مدت نخستوزيرى قوام همين وزارت را حفظ كرد تا آنكه بر كنار شد و در چند دولت بعدى بازرسى نواحى ارتش را برعهده گرفت . در 1324 ش بار ديگر به كابينه احمد قوام راه يافت . اما پس از چندى با وى نساخت و جاى خود را به محمود جم سپرد . او در كابينه ابو الحسن حكيمى وزارت كشور و در كابينههاى عبد الحسين هژير و محمد ساعد مراغهاى هم وزارت جنگ را بر عهده گرفت . در 1328 ش هم كه مجلس سنا تشكيل شد به عنوان سناتور انتصابى از تهران بدان راه پيدا كرد و تا مرگش كه در 1344 ش رخ داد ، همچنان عضو آن مجلس بود . اميراحمدى پس از بازنشسته شدن ، رئيس كانون افسران بازنشسته ( 1341 ش ) بود . ( عاقلى ، شرح حال رجال سياسى و . . . ، ج 1 ، صص 187 - 190 ؛ كرونين ، ارتش و تشكيل حكومت پهلوى در ايران ، صص 420 - 421 ) .
( 10 ) . اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى ، پ 20 ، ص 53 .