احضار و تسخير شياطين و نيرنجات ، همه را مىدانست و نتيجهء هريك از اينان از وى صادر مىشد و خوراكش نان فطير جو و شيرهء تنباكو و آب تنباكو بوده و هرقدر ترياك كه به دستش مىآمد ، مىخورد ، چه اگر يك من بود . و از اسباب دنيوى ، يك اسب سوارى پادشاه عصر را كه در خوبى ، بىنظير بود ، با يك طوطى با خود داشت . و لباسش يك عباى نازكى بود و سربرهنه و پابرهنه بود . و در علو مراتب و فضايل و كمالات ، درويش مسكين شاه خاكى افغان قندهارى ، مانند وى بود ، بلكه از وى اكمل و افضل بوده و امور غريبه و عجيبهء چند ، زيركان از وى ديده بودند كه هيچ عاقلى تصديق آن نخواهد كرد ، مگر به چشم خود ديده باشد . و آن دو درويش ، مسلمان پاك بودهاند .
[ ذكر كدخدايان ]
و ديگر آنكه در آن زمان ، در همهء ممالك و قلمرو و بلاد و قراى ايران ، رؤسا و كدخدايان باتمييز خردمند خيرخواه صلاحانديش عظيم الشأن صاحب جود و كرم و احسان بودهاند كه روز و شب ، به ميزبانى و مهماندارى و غريبنوازى و كارسازى و كشف مهمات خلايق ، مشغول بودهاند .
[ ذكر منشيان و متكلمان و مترسلان ]
ديگر آنكه در آن زمان ، منشيان و متكلمين و مترسلين با ذهن و ذكاى با فصاحت و بلاغت محسود وصّاف و شعرا و نكتهسنجان و موزونان شيرينكلام بسيار كه هريك رشك سلمان و انورى و خاقانى و نظامى و جامى عرّاف بودهاند ، مثل عالىجنابان : ميرزا صادق نامى ، تخلص اصفاهانى ، صاحب خمسه ؛ حاجى لطف على بيك آذر ، تخلص بيگدلى قمى ، صاحب تذكره ؛ ملا حسين رفيق ، تخلص اصفاهانى ؛ آقا محمد عاشق ،