زلال لطف او جارى ، بُوَد تا نام درويشى از حاجت « 1 » * خدنگ حكم او كارى ، ز گيتى تا نشان باشد
زبان تا باشد اندر كام و جان تا باشد اندر تن « 2 » * دعاى دولتش واعظ ! مرا ورد زبان باشد « 3 »
اميد از درگاه واهب بىمنّت كه اين دولت ابدمدّت با شوكت و عظمت و رأفت بر سر امّتان احمد مختار و شيعيان حيدر و آل اطهار - صلوات اللّه عليهم - مادام اللّيل و النهار ، پاينده و برجا باد ، بالنبىّ و الوصىّ و آلهما الأمجاد ، رحم اللّه تعالى من قال آمين برحمتك يا أرحم الراحمين .
به تاريخ دوازدهم شهر محرم الحرام سنهء 1127 از هجرت اتمام پذيرفت از دست مؤلف . و الحمد للّه على اتمامه اوّلا و آخرا و صلّى اللّه على محمّد و آله ظاهرا و باطنا و لعنة اللّه على أعدائهم دائما .
هامش
( 1 ) . ديوان واعظ قزوينى : « نشان تا هست از حاجت » .
( 2 ) . متن : جان در تن . به قياس ديوان واعظ قزوينى اصلاح شد .
( 3 ) . ديوان واعظ قزوينى ، صص 178 - 179 ( با اندك اختلاف ) .