چون معبر كالسكه از راه ديگرى است كه از قريهء قادرآباد نيم فرسنگى مشهد مرغاب ملكى صاحب ديوان راهى جداگانه به حدود قنقرى دائر است كه يك فرسنگ و نيم از جادهء مذكور دور تر و به قراء گلهدار و عباسآباد برمىخورد و همهجا كالسكه با اندك زحمتى عبور مىنمايد تا وارد عباسآباد شود .
فاصلهء عباسآباد از خان كركان قريب يك فرسنگ است به اين معنى كه دشت خان كركان در وقت عبور كالسكه ديده نمىشود حتى الى يك فرسنگى قريه دهبيد كه منزل بعد است به كلى از شاهراه متصل به جاده سيمكنار واقع شده و بايد در وقت حركت از مشهد مرغاب به كلى از جاده معمول و محل خان كركان صرفنظر نمود و به عباسآباد وارد شد و از آنجا نيز با كالسكه به دهبيد رفت . ولى چون عباسآباد محل اردو را از حيثيت مكان و آب شايسته نيست ، بهتر آن است كه كالسكهها از راه مزبور در حركت آيند و در دهبيد به اردو ملحق شوند و محل اردو در خانه كركان بوده بعد به دهبيد نزول فرمايند ، با وجود اين مخارج راهسازى كه عبور كالسكه را در بعضى نقاط مانع نباشد در تمام طول راه قادرآباد به عباسآباد الى دهبيد بر روى هم قريب سيصد تومان است .
آذوقه و ما يحتاج اردو در اين محل يافت نشود و بايد از حدود قنقرى و بااونات حمل شود . ميوه در اين حدود يافت نشود .
نوع شكار در نقاط عرض راه اول و جلگه قنقرى و خان كركان از قبيل كبك ، قوچ و آهو اغلب بدست آيد . هواى اين منزل به نسبه به دشت مرغاب در تابستان ملايم است . يعنى ييلاقيت آن بيشتر و در زمستان منتهاى سردى دارد در تمام طول جاده اولى به هيچ وجه آبادى ملاحظه نشود ثلث وسط اين راه الى آخر دشت ميانمله جنگل
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٩٨