تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
از هر قبيل مانند كبك زياد و گراز و شكار كوه فراوان است . پلنگ نيز اغلب اوقات در اين كوهسار مشاهده و شكار شده . در وضع اين راه منزل مختصرى كپرى به جهت مستحفظ راه ساخته‌اند ولى قراول آن‌كه جزو رعاياى قوام‌آباداند مشغول به كار خود و كمتر برسر راه حاضر شوند .

منزل چهل و پنجم اردوى مبارك قريهء مرغاب است

فاصله ما بين جلگه بلاغى و دشت مرغاب چهار فرسنگ و نيم است . راه آن در دو فرسنگ و نيم تمام در امتداد كوهستان جنگلى و اغلب آن خاكى و كمتر زحمت دارد مگر در دو نقطه كه سنگ‌هاى صاف دماغه كوه كه معبر را تنگ نموده بايد شكافته شود و بعضى نقاطى كه جاده كم‌عرض است اصلاح نموده با كالسكه به آسانى عبور نمايد و مخارج آن يكصد و شصت تومان است و در انتهاى اين تنگ راه دو شعبه شود : يكى بايد از رود عبور نمود و مخصوص تابستان و پائيز است كه آب راه دهد و بايد بر روى آن پلى بست كه شايد حركت اردو يعنى عبور كالسكه در موقع طغيان آب واقع شود و مخارج آن كمتر از پانصد تومان نيست و شعبه ديگر به قسمى است كه از بغل كوه در عرض يك ذرع و نيم و در طول دويست ذرع به ارتفاعات مختلف سنگ‌برى نموده‌اند و خالى از غرابتى نيست واقعى تنگ بلاغى همين موقع است و پس از خروج از اين محل كه دره تمام شود كوهستان جنگلى نيز تمام و دور گردند و راه در امتداد صحرائى مسطح نموده شود كه به دشت مشهد معروف است و طول راه الى آخر مشهد مرغاب كه دو فرسنگ است و ابدا خرجى ندارد و