تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
باصرى و عرب و نفراند . چهار قريه كه در عرض راه واقع‌اند اغلب آنها بىدرخت به نظر آيند مگر قريه كناره كه در نيم فرسنگى تخت - جمشيد و محل اردوى مبارك است كه يك قطعه باغى دارد و در آن قليلى سيب و انگور يافت شود . جمعيت كناره دويست خانوار قريب يكهزار نفر تعداد آنهاست ، يك باب حمام دارد . خانه‌هاى آن بسيار كثيف مردم آن بومى و داراى هيچ صفتى جز زراعت نيستند . در اين حدود غله و پنبه و كمى ترياك به عمل آيد . لوازم اردو بايد در تخت - جمشيد از قراء مرودشت تهيه شود . سيم تلگراف از سمت غربى اين محل عبور نمايد . چاپارخانه دولتى تا محل اردو نيم فرسنگ مسافت دارد . شكار اين جلگه بواسطه عبور ايلات خيلى كم است و گاهى آهو بدست آيد شكار كوه آن در نزديكى تخت بواسطه خشكى شتركوه كمتر ديده شده ولى از قرار مذكور در دو فرسنگى تخت و در امتداد همين كوه كه به كوه رحمت موسوم است يافت شود . ميوه در اين نزديكى يافت نشود مگر از بيضا حمل نمايند زراعت ديم در كليه مرودشت نيكو به عمل آيد . گاوچاه بواسطه زيادى آب ملاحظه نشد . تخت‌جمشيد كه از آثار عظيمه و از يادگارهاى غريب عجم است در سمت شمال جلگه مرودشت و در دامنه شمال غربى شتركوه و نيز در نيم فرسنگى كناره و متصل به جاده سلطانى است و نهرى از رود فرواو كه به قريه فيروزى مرودشت مىرود به فاصله پانصد ذرع از ديوار جنوبى آن مىگذرد . شرح و تفصيل ابنيه و علامات اين آثار عجيب كه از بقيه آن مشاهده شود به وصف نيايد و عقل بندگان در توصيف آن قاصر است مگر آنكه انشاء اللّه رؤيت شود . هواى تخت‌جمشيد در فصل تابستان بسيار گرم و از قرار مذكور در زمستان نيز كمال سردى دارد .