دو فرسنگ مسافت دارد در دو نقطه در كوهسار غربى ، در قطعهاى تصوير حجارى ازمنه قديم مشاهده شود ، اولى موسوم به نقش زردشت است و چندان امتيازى از حيثيت مكان و هنرنمائى ندارد ، فقط صورت مستوى الخلقه پنج نفر پياده به نظر آيد كه دو تن آنها به حالت معاهده نقش شدهاند .
اولى صورت گشتاسپ شاه و ديگرى يا مؤبد مؤبدان يا زردشت عجم است و در عقب سر زردشت صورت كوچكترى كه ظاهر از ساير جوانتر است و گوش فرا داشته و همچو مىنمايد كه صورت اسفنديار باشد نقش شده و پس از آن تصوير سه نفر ديگر را حجارى نمودهاند كه در حضور استاده شدهاند . كليتا بهجز هيكل مجسمه آنها چيز ديگر از قبيل چهره و علامات ديگر مرئى نيست و به هيچوجه خطى در آنجا مشاهده نشد . گذشته از حوادث مرور زمان اين قطعه حجارى را مردمان بىتربيت هدف گلوله تفنگ ساختهاند كه به كلى نزديك به انمحا و انهدام است .
و در سمت دره شمالى مقابل اين تصوير و قله كوه آثار قلعه كه از سنگ و گچ ساختهاند و قطعه وسط آن نزديك به بيست و پنج ذرع ارتفاع جدران آن است مشاهده مىشود و طاقهاى هلالى كامل در ابواب و درگاههاى آن نمايان است و در اطراف آن آثار ديوار محيط آن به امتداد سه ربع فرسنگ به حالت خرابى باقى مانده و آنچه معلوم مىشود محل حمل آب مشروب اين قلعه از رود دامنه كوه بوده كه علامت دالانى سرپوشيده و صورت گاوچاهى كه از سنگ بريدهاند موجود است و در اغلب ديوارهاى محوطه آن سوراخهاى چندى دفع نمودهاند كه شبيه به مزغل تفنگ است كه از قديم الايام محصورين دشمن را با تير دفع مىدادهاند . خلاصه آنكه هيأت اين قلعه
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٧٩