تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
كه در اين حدود به قلعه‌دختر موسوم است از هر جهت ديدنى و كمتر همچو بنا ديده و شنيده شده . و پس از فاصله اندكى از نقش زردشت در كوهسار جنگلى سمت مغرب دره در محلى كه به مسقط الحجران راهى نيست صورت ايوانى به طول بيست و پنج ذرع و به ارتفاع شش ذرع بدون سخن هيأت شش سوار مسلح نيزه‌دارى كه ركاب و مركب جوشن‌پوش شده‌اند و به حالت مبارزت نمايان مىباشند ساخته شده و كمتر وضع آنها تشخيص داده مىشود مگر يك نفر سوار راكب ديگر را با نيزه از روى اسب ربوده و در جو نگاه داشته است و به مرور زمان از باران و تابش آفتاب و حوادث ديگر خرابى كلى از محو چهره‌ها و شكست سنگ و غيره تغيير كلى به حالت آنها راه يافته و در اين حدود اسم اين تصاوير معروف به دف و چنگ است ولى وجه تسميه آن‌كه بىمناسبت به نظر آيد معلوم نشد و در حقيقت اين حجارى تقريبا انتهاى دره تنگ‌آب است و در محاذات همين مكان آثار روبند نهرهاى مزارع جورجان و گشتاسپ و فيروزآباد كه از زير يكديگر مىگذرند به نظر مىرسد و كم - كم كوه‌هاى اطراف و جنگل‌هاى مذكوره نزديك به پستى و تمامى است تا آنكه در دامنه جنوبى ضلع شرقى دره تنگ در قطعه زمين مسطحى آثار آتشكده قديم فارس در محل فيروزآباد به نظر مىرسد كه شرح آن از هر جهت جداگانه به عرض مىرسد ، به همين‌قدر در اين مقام كافى است كه كليت آن آثار عظيم خراب و از محل نيران ناران بواسطه دليل مشهور آبى در جوشش و جريان است كه بعضى از مزارع غربى رود فيروزآباد كه نهرى ندارند از قبيل احمدآباد و چيزر و ده - بوم و كليسان و غيره از اين آب كه تقريبا چهار سنگ است مشروب شوند .