تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مختلفه دهات شمالى و جنوبى ذيل است : على چهان - پودنه - جعفر - آباد - قلعهء شاهزاده - بيگم - قلعهء على اكبر خان و غيره است و اغلب چاه آب‌هاى معمولى فارس در يمين و يسار جاده دائرا به نظر آيد كه به زراعت صيفى و از هر قسم مانند شلتوك و پنبه و فاليز خربزه و طالبى و خيار و غيره از آنها مشروب شود ، بلكه زراعت غله آنها نيز اكثرى از چاه آب به عمل آيد و تمام اين دهات آباد و مشجر و باصفا و با آب‌هاى شيرين و گواراست . نيم فرسنگ به ده‌نو مانده رودى و نىزارى به نظر رسد كه ابتداى آن از كوه جنوبى سبزپوشان به سمت شمال شرقى اين جلگه سير مىنمايد ولى حال كه اواسط سرطان است به هيچ وجه آبى ندارد پلى محقر بر روى آن بسته شده كه معروف به پل فسا است و از اين راه و جاده دو شعبه شود : شعبه يسار به سمت فسا و جهرم و داراب و غيره رود و شعبه سمت يمين به ده‌نو و بلوك‌كوار و خفر عبور مىنمايد و تقريبا اين فاصله الى ده‌نو چمنى است سبز و خرم كه در كنار و بعضى از اواسط آن زراعت‌هاى مختلفه ده‌نو موجود است . ده‌نو كه مشتمل است بر قلعه مربع و داراى يكصد خانوار جمعيت بومى و قريب چهارصد نفر تعداد نفوس و قطعه باغى مشجر است در قسمت شمالى قلعه واقع شده كه خالى از صفا نيست ، ميوه آن سواى آنهائيكه در وقت لزوم از شهر شيراز احتمالا حمل شود جز سيب نيست زراعت اين قريه غله و شلتوك و پنبه و صيفى است كه واردين را در كمال آسايش كفايت نمايد ولى به جهت اردو از اطراف بايد آذوقه تهيه شود ، آب آن از چشمه‌سار و قنات است . شكار اين حدود كمى دراج و مرغابى زياد و خوك و گاهى آهو در دامنه كوه سبزپوشان بدست آيد . حمامى داير موجود ، در فصل تابستان برف از