فرمود حضرت سليمان مكانى از ييلاق تنگ بلاق « 1 » به عزم قشلاق « 2 » [ ميل به جانب ملك سليمان فرموده ] « 3 » عنان عزيمت را به صوب ملك سليمان معطوف داشت و چون مدتى بود كه عرض عساكر منصوره كه طول و عرض ارض را فروگرفته نديده بود رأى همايون بر آن شد كه درين فرصت استعراض مواكب كواكب آثار « 4 » نمايد .
يرليغ همايون بر اطراف نافذ شد كه امراء قشونقشون و نوكران با تمام عساكر گردون مآثر از الكاء ممالك مراجعت نمايند و در موضع بندامير با جميع اسباب و اسلحه « 5 » در يوم موعود كه نمودار يوم مشهود بود « 6 » حاضر آيند تا چون آن سرزمين مركز رايات « 7 » نصرت آيات گردد خود را ذرهوار ملحوظ انظار آفتاب آثار حضرت سلطانى گردانند .
و چون به مقتضاى « الدّين و الملك توأمان » فروغ چهرهء كامگارى به انوار شريعت [
b
8 ] پرورى و ديندارى منوط است و ارتفاع رايات شهريارى به اعلام « 8 » معالم حقگزارى و نيكوكارى مربوط خاطر صوابانديش را اين معنى سانح شد كه درين مجمع خاص كه عرض لشكر صورى مىبينند « 9 » لشكر معنوى نيز كه ارباب مدارس و خوانق و اعاظم ارباب عمائمانداز سادات عظام كه خلعت مناقب ايشان به طراز « قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودّة فى القربى » مطرّز است ، و علماى اعلام كه قصر قدر رفيعشان به كتابهء « و الذين اوتو العلم درجات » محلّى است ، و مشايخ و ارباب قلوب كه به مقتضاى « الفقر فخرى » كلاه ترك و تجريد را زيب تارك افتخار خود ساختهاند خود را نيز در معرض عرض آورند تا ميامن اجتماع جمعيت به همگنان و اصل شود و بركات اين طايفهء گرامى و مآثر اين عصابهء نامى كه انوار عيون اعيان و انسان العين بنى نوع انسان ايشاناند به عساكر منصوره رسد . اشارت عليّه فرمودند « 10 » كه صدر عالىقدر محيط مركز معالى و مركز محيط اعالى
هامش
( 1 ) . ب : منگ ، ط : بىنقطه ، بلاق ( همان كه امروز تنگ براق گفته مىشود در حوالى آباده ) .
( 2 ) . ب : قيشلاق
( 3 ) . از ط آورده شد
( 4 ) . ب : شعار
( 5 ) . ط : اشياء
( 6 ) . ط : است
( 7 ) . ب ، ج : رايت
( 8 ) . ط : اعلاء
( 9 ) . ب : مينمايند
( 10 ) . ط : فرمود