بيت
آنكه پيش سايهء او سايه و خورشيد را * در نشستن گفتوگوى صدر و مسند مىرود
مولانا علاء الدّين « 1 » بيهقى كه در حقايق علوم عربيه « 2 » ماهر و دقايق فنون دقيقه بر طبع نكتهدانش ظاهر و باهرست ، شعرى تكرار شعر آبدارش شعار خود داند ، عطارد خط جوزا شعارش را سرورق تعليم سازد ، و مشترى مكارم اخلاق را از خلق مهذّبش استفاده نمايد اين طوايف را از اطراف و اكناف طلب فرموده و در جوار خود فرود آورد .
صدر مومى اليه برحسب فرمان واجب الاذعان منهيان به اطراف فرستاد و مقرّر فرمود كه در يوم موعود و مكان معهود « 3 » با آثار ائمه و مشايخ كبار از اعلام و طبول و غيرها حاضر آيند .
و چون رايات نصرت آيات به اصطخر فارس رسيد و هماى چتر فلكفرساى سايهء اقبال بر آن همايون [
a
9 ] بوم « 4 » انداخت يك روز در آن مقام عجايب آثار توقف فرمود و در بدايع تماثيل آن موضع به نظر اعتبار تأمل مىنمود « 5 » ، و فى الواقع در آن سرزمين بدايع آيين بس امور عجيبه و آثار غريبه لايح است .
صفت چهل ستون « 6 »
و در بعضى تواريخ كه به نظر رسيده مسطور است كه اين مقام را در زمان ملوك عجم هزار ستون مىخواندهاند و در زمان جمشيد كه به زعم بعضى مورّخان سليمان است انشاء آن واقع شده و چنين منقول است كه بعد از اتمام آن جمشيد فرمود تا روز نوروز تمام « 7 » رعايا در پائين آن كوه گردآيند و تختى از زر سرخ مكلّل به جواهر درخشان بر آن ستونها نهادند ، و جمشيد تاجى از زر بر سر نهاده و جامههاى زربفت پوشيده بر آن تخت نشست ، و در وقت طلوع فرمود تا تخت او را در
هامش
( 1 ) . ب : + على
( 2 ) . غريبه هم مىتوان خواند
( 3 ) . ط : ندارد
( 4 ) . ط : اقبال همايون بر آن مرزوبوم
( 5 ) . ط : مىنمودند
( 6 ) . منظور تخت جمشيد است .
( 7 ) . ط : تمامى