كاروانسرا بود . يك كاروانسراى گلى ديگرى هم پشت همين كاروانسرا است . قدرى دور تر از اين دو كاروانسرا در طرف مغرب جاده يك عمارت متعلق به كمپانى هند و اروپ است كه يك نفر غلام تلگرافچى موسوم به غلام باشى از اهالى همين ده بيد در آنجا براى امتحان سيم گذرادهاند . اين عمارت عبارت از چندين اطاق تميز و يك باغچه است . شب را در تلگرافخانه مانديم و امروز فوق العاده زحمت كشيده دچار دردسر شديم . اهالى ده بيد خيلى مردمان بدى هستند . مخصوصا صاحب خانهء ما و پسرهايش به قدرى شارلاتان بودند كه حدّ نداشت .
1 - خان سورخه 3 فرسخ
2 - چمن سه نخ
3 - چمن ورين
4 - تاجدار 1 فرسخ
5 - ياس چمن - ديدگان 1 فرسخ
6 - قادرآباد 2 فرسخ
پنجشنبه 26 دلو
از ده بيد ساعت هشت صبح حركت كرده به خان سورخه ، و از اينجا تا مقارن ظهر رسيديم به ديدگان . تمام اين راه اراضيش باتلاقى و چمنزار بود . به واسطهء باد قدرى خشك [ شد ] و توانستيم قدرى بىزحمتتر راه را طى كنيم .
7 - از قادرآباد به مشهد مرغاب مغرب جاده به سعادتآباد ، 5 فرسخ
8 - سيوند 5 فرسخ
9 - كباره 4 فرسخ
10 - زرقان 4 فرسخ
11 - شيراز 5 فرسخ
ديدگان يك قريهء كوچك سه خانوارى است و سكنهء آن از ايل عرب هستند و اين نقطه ييلاق ايل عرب است .
قدرى پائينتر از ديدگان يك رودخانه مىگذرد . از اينجا يك گردنهء كوچكى شروع مىشود . از اينجا قدرى بالاتر يك رودخانه مىگذرد . مسافت نيم فرسنگ بالاتر يك چشمه هست . از آنجا مىرود قادرآباد . در دو ميدانى قادرآباد راه كج