تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
مملكت است نهاده ، و الا بقيه در نمرهء بعد خواهد آمد تمام شد مقالهء اولى و از خداوند توفيق انجام و طبع ساير مقالات را دارد . * * *
صمد گر معنى وجدان بداند * يقين مىدان كه چون اين نامه خواند به دل گويد جواب است اين نه جنگ است * كلوخ‌انداز را پاداش سنگ است
* * *

[ 37 ] تشكر

از مدير معزّز ايران نو و از امضاكنندگان مكتوب راجع به پرنس فريدون خان و اين بنده كه در شمارهء 199 آن روزنامه درج شده است از جان و دل تشكر مىنمايد . * * * باوجود كمال كراهت و تنفر طبعى كه از بردن نام بعضى اشخاص دارد همين‌قدر به جهت اطلاع خاطر آن آقايان معظم اشاره مىنمايد : از قرار مشهور حسين نامى كه خود را منشى اول « مركز اتحاد و ترقى خيالى » قلمداد و خباثت فطرت را در انتشارات كاذبه و عقايد ارباب خود به وسيلهء بعضى از جرايد ثابت مىكند عكس او همين است كه در صفحهء [ پايان ] نقل مىشود تا آن فرقهء مقدسهء مجاهدين حقيقى كه دامن همتشان از لوث هرگونه غرض پاك و قلب منورشان از آلايش هر نوع مرض خالى و مبرّاست وى را شناخته و بدانند چه قبيل اشخاص خود را شيخ المجاهدين لقب نهاده و خويشتن را از جانب آن طايفه مأمور و از رؤساى عمدهء آنان به خرج داده به اسم و آوازهء ايشان چه كارها مىكنند . به مفاد « الظاهر عنوان الباطن » از قيافه و هيكل و لباس و كلاه او مىتوان پى به حقيقت حال و ذات و صفات وى برده و دانست چگونه جانورى است . در صورتى كه خود را به حساب پسر پيشنماز و از دودمان زهد و ورع و خاندان تقدّس [ 38 ] و تقوى معرفى نموده و مدعى است كه سالها در عتبات عاليات به تحصيل علوم شرعيه و تكميل فنون دينيه مىپرداخته و با شيخ فضل الله نورى همدرس و رفيق بوده و بلكه از هر بابت برو تفوّق داشته ! همين شخص است كه وردست جناب