سلماس اعم از مسلمان و ارمنى مىدهند بدهند .
شقّ دويم اين است كه در سنوات ماضيه كدخدا يا ريشسفيدان آنجا از هر رعيتى هرقدر پول گرفتهاند همان قدر هم به مشار اليهما بدهند
شقّ ثالث اين است كه بعد از وضع بدهى ديوانى كه بايد به دولت برسد فرع تومانى دويست و بيست و پنج دينار چهار هزار و دويست تومان پولى كه قلعهبيگى و حاجى منتظم الملك به قيمت اين ملك دادهاند هر ساله از بابت منافع اربابى بدهند .
اين اظهارات قلعه بيگى و منتظم الملك است . پس از ورود به تبريز بدون قبول مداخلهء خليفه كه فقط مأمور روحانى است ارامنهء هفتوان را بخواهيد با حضور مشار اليهما قرار درستى در اين باب بگذاريد كه هم مشار اليهما در مالكيت خودشان مستقل باشند و مالكانه تصرفات و مداخله نمايند و هم به ارامنهء ساكن آنجا تعدى نشود و نتيجه را اطلاع بدهيد .
خليفه سرابيون چندى قبل در خاك آذربايجان مقتول شد . مرحوم بهجت افندى باش شهبندر اسبق عثمانى در تبريز مدعى بود كه قاتل او چند نفر از تجار ارامنهء ايرانى هستند . به اطلاع مرحوم مزبور در كارگذارى مهام خارجهء آذربايجان اوقاتى كه مرحوم ميرزا يوسف خان مستشار الدوله كارگذار بود مجالس عديده تشكيل و به اين كار رسيدگى و محقق گرديد كه آن اشخاصى كه باش شهبندر مدعى دخالت آنها به قتل سرابيون بود در اين كار ذى مدخل نبودند و صور مجالس به مهر بهجت افندى و امضاى او در كارگذارى موجود است .
بعد احسان بيك مدعى شد كه از خليفه استپان متوفى بعضى كاغذجات به اين اشخاص به دست آمده است كه دخالت آنها را در امر قتل ثابت مىنمايد ، در اين صورت معلوم مىشود كه تحقيقات ماضيه صحيح نبوده است و بايد از نو رسيدگى شود . سوادى هم از كاغذهايى كه نسبت آن را به خليفه استپان متوفى مىدادند به سفارت عثمانى فرستاد و ملاحظه نمودم . قرار اينطور داديم كه اصل آن كاغذها را به ميرزا جواد خان مستشار الدوله نشان بدهند . اگر مسلّم شد كه آنها را خليفه استپان نوشته ، خط و امضاى اوست در ثانى به اين كار رسيدگى شود .
همينطور هم مكرر از كارگذارى به باش شهبندرى نوشته شد . در يكى از مراسلات كارگذارى كه مشعر به قبول تجديد رسيدگى در اين كار بود سهوا شرط ارائهء اصل
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٣٤