آنكه براى نوكران [ 13 ب ] « 1 » به طريق السلام ، عليكم السلام مىگويد در مسئلهء اهل اسلام جواب سلام فرض است .
و پادشاه موصوف از باعث كثرت امورات بند و بست ملك و رجوع عدالت فرصت ندارد . از اين جهت براى جواب دادن سلام يك شخص را از طرف خود نائب كرده است كه هركس را در جواب سلام ، عليكم السلام بگويد از روى شريعت . در تمام مجلس از فرض سلام ادا مىشود .
و در مجلس پادشاه قوم سادات و علما دست راست و قريب پادشاه قوم سادات و بعد از آن علما دوزانو مىنشينند ، و مردم خوانين دست چپ به تفاوت دوزانو مىنشيند ، و حكيم بىوزير روبهروى پادشاه در مجلس نمىنشيند ، و پيشخدمتان پادشاه دست چپ يك طرفى نزديك پادشاه ايستاده مىباشند .
و تمام مردمان سادات و علما و خوانين و غيره كه در مجلس پادشاه حاضر مىآيند همهها پوشاك مثل پوشاك پادشاه دارند . هركدام شخص نووارد كه براى ملازمت پادشاه مىرود پوشاك اوزبكى مىپوشد و به اجازت پادشاه ملازمت حاصل مىكند .
اول از دروازهء ديوان خاص يك اوديچى يعنى چوبدار بازوى آن شخص گرفته از دور روبهروى پادشاه مىكند . بعد از آن چند قدم پيش مىبرد . از آنجا دو پيشخدمت ديگر از هر دو طرف بازوى آن شخص گرفته نزديك پادشاه مىكند . و اگر پادشاه موصوف اشارت دستبوس مىكند آنوقت شخص مذكور [ 14 الف ] دستبوسى مىسازد . هرگاه پادشاه اشاره نشستن مىكند پيشخدمتان آن شخص را بهجاى لياقت آن مىنشانند و آن شخص نشسته هردو دست برداشته دعاى خير مىخواند . بعد از آن هرچه مطالب خود داشته باشد عرض مىكند .
اگر آن شخص از كدام طرف ايلچى شده آمده باشد از همون روز خرج روزمرّهء او از حضور پادشاه مقرّر مىشود . تا روز رخصت جارى مىماند . اگر آن شخص كدام ميرزاده باشد قريب دو صد تنكه نذرش گذرانيده رخصت مىكند .
همينطور موافق هركس مراعات مىفرمايند و از تحايف بسيار خوش مىشود ، خصوص نقد و از عجائبات باشد ، و لائق كارآمدنى هم شود - فقط .
بعد سلام مجرائيان ، مردم نالشى « 2 » كه به دروازهء پادشاه هر صباح حاضر
هامش
( 1 ) . نسخه افتادگى دارد
( 2 ) . به معنى متظلم