پارچهء خطائى ، ظروف چينى ، چاه و غيره ، مشكنافه .
تفصيل جنسى كه از بخارا طرف ملك قاشقار و غيره همين مردمان مىآرند :
مونكه ، فيروزه از بدخشان در بخارا صرف فيروزه مىآيد ، و از مشهد طرف بخارا پتكهء « 1 » كرمانى مىآيد ، و از هرات پتكهء هراتى مىآيد ، هردو پتكه از سيم و گلدار .
فوج پادشاه بخارا هشتاد هزار سوار قلمبند ، در مردم خاص مردمان پادشاه مشهور است و در عوام الناس زياده از يك لك سوار ، و الله اعلم بالصواب .
هرقدر فوج كه تابع پادشاه است آن را زر نقد مىدهد . از آن جمله ده هزار سوار در سمرقند و همينطور فوج بسيار در اوره تپه و مرو شاه جهان و خاص در شهر بخارا و ديگر جايها [ 13 الف ] متعين است . و كواغذات سياههء سپاه ، به قيد خال و خط و رنگ و نشان اسب پيش خود نگاه داشته هميشه موجودات مىگيرد .
و از كابل طرف ياركند نيل مىبرند . از كشمير پشمينه و از پنجاب جنس سفيدباف بافته و كژى و دستار و لنگى و غيره ، و پوست بز يعنى برى به رنگ سرخ و تاببافى و رخت برى به ياركند مىبرند . بسيار قيمت مىيابد . يك روپيه را ده روپيه مىشود و نيز جفت پاپوش زرد بانات .
آمدنى كل تحصيل از متعلقهء ملك بخارا بر سه قسم است : يكى ماليهء زمين ، دويم زكات يعنى محصول سائر ، سيوم جزيه .
تحصيل ماليهء زمين موافق دستور دفتر امير تيمور از كدام حصّه نصفى و از كدام زمين حصّه دهم و از كدام حصّه چهارم ، و از زمين دهم حصّه هرقدر كه تحصيل ماليه مىشود به طالب علمان و محتاجان خيرات مىنمايند .
و محصول سائر بطور زكات به حساب چهل و يك در تمام سال يكبار مىگيرد .
اگر سوداگر در يك سال صد بار در بخارا خريد و فروخت نمايد سواى يكبار از آن مال محصول نمىگيرد . ليكن تحقيق مىكند كه آيا اين مال را پيش همين سوداگر يك سال گذشته است به حساب چهل و يك ازو مىگيرد ، و الا تعرّض نيست .
و در تمام ملك بخارا هركس كه اسب و شتر و گوسفند و غيره مىدارد سواى
هامش
( 1 ) . ( - پته )