دشت ريگستان بىآب . اين حدّ مير قليج على بيك و مير حيدر پادشاه بخارا مشترك .
و كنارهء چپ و راست درياى عمان و هم كشتى درياى مذكور در تحت تصرف مير رحيم كه عمّهزادهء مير حيدر پادشاه بخاراست ، و مير رحيم [ 4 ب ] قال در كلف كنارهء راست درياى عمان از طرف مير حيدر پادشاه بخارا حاكم است .
و از آبادى تا بخارا هشت منزل و مسافت آن يكصد و سى و سه كروه - ملك مير حيدر پادشاه بخاراست فقط .
و در حدّ كابل خطرهء دزد و راهزن بسيار و محصول سائر درين حدّ كابل چهارجا مىگيرند .
تفصيل راه خطر :
اول در راه كهريه كه جاگير معز الله خان قوم مهمند است . ديهبهديه از مچنى تا موضع لاپوره مردم افغان قوم مهمند بدرقه گرفته مسافر را سلامت مىگذرانند .
دويم از كندهك تا پنجاك قوم غلجه راهزن . طريقهء بدرقه ندارند . ليكن از آنجا به اينطور گذاره مىشود كه مردم قافله بسيار و سلاح بند باشند . و اگر مردم قليل و بىسلاح باشند و از راهزنان در آن راه ملاقات نشود و يا از قوم غلجه همراه مردم مسافر كرايهكش باشد البته سلامت مىگذرد . و اوقات گذارى قوم غلجه اينكه تجارت غلّه و غيره و كرايهكشى « 1 » و كشتكارى كم و گوسفند و شتر بيشتر دارند و راهزنى هم مىكنند و اكثر قوم غلجه خانه كوچ مىباشند و درآمد موسم زمستان طرف ملك پيشاور مىروند و درآمد موسم تابستان طرف ملك كابل باز مىآيند و بيشتر سلاح چهره ساخت تيراه در كمر دارند . [ 5 الف ]
سيوم از منزل سرچشمه تا موضع كالو مير ولىبيك و محمد شاه و سيف الله وكيل هر سه قلعهداران قوم هزاره ، مذهب شيعه ، از مردم قافله صد دينار علاحده علاحده هريك بر حدّ خود مىگيرد و سلامت مىگذارد . به حساب صد دينار فى سوار . و در هر سه جا همگى يك روپيهء پخته خرج مىشود . صد دينار آن را مىگويند كه روپيهء بريلى را سه تنكه پيسه خورد خورد مىشوند و اينروپيه را ده شاهى مىگويند و شاهى ششم پيسه را مىنامند و دو شاهى را صد دينار
هامش
( 1 ) . اصل : كشتى