مأموريت رسول ايران براى دو امر بوده است . يكى رهايى يوسف ولف پادرى كه از جانب كليساى انگليس به مأموريت بخارا رفته بود و به دست امير آنجا به زندان افتاده بود . ظاهرا انگليسها از دولت ايران خواسته بودند كه رسولى اعزام كنند و آن شخص را مستخلص كند .
مأموريت ديگر رسول آزادى اسراى ايرانى بود كه به دست تركمانان اسير شده بودند . اين شخص موفق مىشود كه اجازهء آزادى عدهاى از آنان را از امير بخارا بگيرد . موضوع اسارت ايرانيان به دست تركمانان از مسائل پيچيده و دراز مدتى بود كه موجب دلنگرانى بود و مىدانيم چند بار هيأتهايى بههمين منظور به خوارزم و خيوه و بخارا اعزام شده بودهاند .
بهطور مثال رضا قلى خان لله باشى و سرهنگ ميرزا اسمعيل كه سفرنامههاى آنها چاپ شده است .
مؤلف در شرح ورود به بسطام اشاره كرده است كه در آنجا قبيله و اقوام خود را ديده بوده است .
در مورد پادرى يوسف ولف
J . Wolff
كه در بخارا زندانى بود ضرورت دارد توضيحى مفصلتر داده شود . او از كشيشانى بود كه در صفحات ماوراء النهر سفرهايى كرده و كتابهايى نوشته است . نام سه كتاب مهم او اينهاست :
1831 - Travels and adventures 1835 - Researches and missionary labours among the jews , Mohammedans and other sects 1845 - Narrative of a mission to Bochara in the years 1843 - 5 . to ascertain the fate of colonel stodart and Captain Conolly
اين كتاب اخير كه دو مجلدست در شرح مأموريت به بخارا و اسارتش است كه به وسيلهء رسول ايران آزاد مىشود و همراه آن رسول به ايران مىآيد .
ظل السلطان در سال 1323 تيمور يا محمود نامى را وامىدارد كه آن دو جلد را ترجمه كند . نسخهاى از اين ترجمه در دو جلد در كتابخانهء عمومى اصفهان به شمارههاى 11522 و 11427 موجود و در فهرست آنجا معرفى شده است ( تأليف دكتر جواد مقصود ، تهران ، 1349 . ص 146 - 147 ) .