و همچنين ميرزا مسعود « مسعود » تخلص خلف آقا زمان زركش اصفهانى بدين موجب تاريخ مقدمهء معلومه را يافته :
ز عقل سال ورودش طلب نمودم گفت * رسول هند بپابوس شه بكام رسيد
و در سنهء هزار و هفتاد و شش هجرى مزاج با ابتهاج از منهج اعتدال گرديده اطباى زمان رفتن مازندران و تفرج آن سامان را به جهت رفع مادهء مرض « 1 » تجويز كردند . بناء عليه به تاريخ نوزدهم شهر ربيع الاول سنهء مزبور از اصفهان عازم صوب مازندران شدند و به تاريخ بيست و هفتم شهر جمادى الثانى داخل قصبهء بارفروش مازندران شدند . در آنجا شدت مرض ظاهر شد . اطبا تجويز فصد نموده از اين سبب فى الجمله تخفيفى در شدت مرض شد . چند روزى در قصبهء مذكور از رنج برآسوده از آنجا عنان اشهب اجلال را به جانب خطهء اشرف تافتند . بعد از ورود به هدايت ائمهء هدى عليهم التحية و الثنا ترك مناهى فرمودند و اكثر اوقات [ را ] با آن ضعف تمام كه در جوهر دماغ راه يافته بود خود را به سير و شكار و سوارى و دادخواهى خلايق كه ودايع بدايع حضرت آفريدگارند مشغول مىساختند .
و به تاريخ روز شنبه سيزدهم شهر رمضان المبارك جشن نوروز يونت ئيل تركى را گذرانيده از مازندران عازم الكاى خراسان گرديد [ ند ] . چند روزى در منزل خسرو آباد دامغان محل نزول اجلال شد . درين هنگام مرض شدت كرده هيچ دوا موافق مزاج پادشاه نيفتاد . مجملا آنكه ايستادگى به افتادگى مبدل و افعال قواى اعضاء رئيسه بالكليه مختل شد .
نهال قامتش از پا در افتاد * گل باغ اميدش از بر افتاد
كرة بعد اولى و مرة بعد اخرى از معاصى توبه فرمودند و مضمون آيهء كريمهء
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً »
را به كرّات ورد زبان حق ترجمان ساختند .
و نيز مقرر فرمودند كه هر ساله كاركنان دولت موازى دوازده عدد شمعدان نقره و دو عدد عود سوز طلا [ را ] كه قيمت آنها تقريبا مبلغ يك هزار تومان مىشد سامان نموده بر سر مرقد منوّر مطهر امام دين و دنيا سلطان ابو الحسن على بن موسى الرضا با مقدارى مصالح مقرر مىفرستاده باشند [ 70 ب ] كه در عرض يك
هامش
( 1 ) . اصل : مرخص