[ مقدمه ]
بسم الله الرّحمن الرحيم حمد و ستايش ( و سپاس ) بيرون از حيطهء حصر و قياس مر مالك الملكى را روا و سزاست كه سررشتهء انتظام مهام ممالك محروسهء هستى به سلطنت قدرت كاملهاش منوط و محكم ، و شهر بند قلعهء امكان از ( چار ) حصار عناصر اربعهء بنى نوع انسان به صولت و سطوت شاملهاش مربوط و مستحكم است .
و درود و تحيّات نامعدود و سلام و صلوات نامحدود نثار بارگاه جناب اشرف انبياء و سرخيل جملهء اصفياء و برگزيدهء اولياء و پيشواى اتقياء بهترين خلق خدا حبيب حضرت ربّ العالمين ، خاتم انبياء و مرسلين ، اسوه و قدوهء ثقلين ، امير و سرور خافقين ، سالار جنود برترى ، سپهسالار جيوش نيكاخترى ، مكين مسند پيغمبرى ، صدرنشين محفل سرورى ، مهر سپهر رسالت ، چراغ شبستان هدايت ، [ 1 ب ] مهين گوهر درج نبوّت ، بهين اختر برج فتوّت ، لوح طراز علوم « علّم بالقلم » ، سوادخوان سرنوشت عرب و عجم ، وارث علوم انبياء ، رافع لواى سخا ، شافع روز جزا .
محمّد كه فخر بنى آدم است * نبوّت در انگشت او خاتم است
گرامىترين همهء انبياء ، حبيب ( خدا ) و خداوند ما - صلوات اللّه و سلامه عليه .
و پس از آن صلوات بلا نهايات و تحيّات زاكيات بر آل اطهار و اصحاب اخيار مادام الليل و النّهار كه خلفاء راشدين و قوايم اربعهء بنيان و اركان مشيّدهء ايوان يقين و بروج اربعهء حصن نبوّت و مشرقين و مغربين عالم رسالت و پيشوايان راه هدى و محرمان اسرار خاتم انبيااند باد .
امّا بعد ، چون پيوسته منظور نظر و الا ( و ) مقصود ( نظر ) ضمير منير خورشيد ضياء اعليحضرت گردون بسطت ثريا منزلت فلك رفعت مهر اضائت خديو زمان ،