بود اقدام و اين بنيان سعادت استوار شد .
ليكن از آنجائى كه بديهى است كه هرچه نعمت قدرش بزرگ و فوايدش خطيرتر باشد لامحاله خطراتش هم عظيمتر خواهد بود ، خصوصا چنين انقلاب عظيم دفعى كه هم بر طباع مجبوله بر آن وضع استبداد و فعال ما يشاء بودن و تطاول و چپاولات كذائيهء فوق قدر تحمل و طاقت گران و هم موجب هدر شدن تعب و زحماتى است كه سالها همسايگان جنوبى و شمالى در قسمت مملكتى به رنج آورده و نقشه كشيدهاند و تا بتوانند از هر تحريكى فروگذارى ندارند ، اين بود كه هركس با هر سلاحى كه داشت حملهور شد .
يك دسته به اسم ديندارى و نسبت دادن به مذهب مزدك و باب و نحو ذلك كه همه با اساس مشروطيت بىربط و ضد حقيقى و از كمال غرضانيت گوينده كاشف بوده و هست بر سر و سينه زده مسلمانان پاك عقيده را تكفير كردهاند . دستهء ديگر هم به اسم دولتخواهى بر اريكهء سلطنت احاطه و چه خودكشيها كردند و هرچند با مشاهدهء ترقى و اقتدارات ساير سلاطين در دول مشروطهء عالم تأثير سموم وساوس مفسدين در مقام سلطنت اصلا مترقب نبود ، ليكن تجاوزات ارباب جرايد و ناطقين و افساد جملهاى از مفسدين كه در ظاهر به عضويت مجلس منتخب و در باطن مخرب و مفسد بودند مصدق آن اقاويل رفتهرفته شنايع عصر ضحاك و چنگيز را تجديد و دين و دولت و ملّت [ را ] چنين از هم متفرق و پراكنده ساختند . حالا با اغماض از سرگذشت گذشته :
اولا محض حفظ احكام الهيهء عزّ اسمه و ضروريات دينيّه از دسيسه و تغير مغرضين و مبدعين لازم است ، اين معنى را به لسان واضحى كه هركس بفهمد اظهار داريم كه مشروطيت دولت عبارة اخرى از تحديد استيلاء و قصر تصرفات جائرانهء متصديان امور است از ارتكابات غيرمشروعه به قدر امكان و وجوب اهتمام در تحديد استيلاء و قصر تصرفات مذكوره به هر وجه كه ممكن و به هر عنوانى كه مقدور باشد از اظهر ضروريات اسلام و منكر اصل وجوبش در عداد منكر ضروريات محسوب است و فعّال ما يشاء و مطلق الاختيار بودن غير معصوم را هركس از احكام دين بشمارد لا اقل مبدع خواهد بود .
و ثانيا بعد از توضيح اين واضح براى تحفظ بر بقيّهء نفوس و اعراض و اموال مسلمين و حفظ دين و دولت معروض مىداريم كه بعد از اين تنبه عمومى و ارتكاز
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٨٥