به معاونى جنگجو چون حضرت باقر خان و به مساعدت سلحشوران آذربايجانى چندان در مقابل اردوى نظامى محمد على ميرزا كه به رياست عين الدوله در حول شهر تبريز با توپهاى ته پر و مسلسل تشكيل يافته و توپ و مسلسل و سواران رحيم خان و اقبال السلطنه و صمد خان و دزدان خانگى مثل ميرزا حسن آقا و سيد هاشم كه اطراف آنها را گرفته بودند مقاومت نموده ، قريب به هشت ماه جنگهاى نمايان كرده و فتحهاى شايان نموده و هر زمان مثل شير خشمناك سپاه دشمن را درهم شكسته ، در حالتى كه سپاه دشمن شهر آذربايجان را مثل نگين انگشترى احاطه و سدّ باب طرق و شوارع نموده ، وصول قوت را بر آنان لايصل داشته ، به حدّى كه اين مردان شجاع تشنه و گرسنه سينه را هدف تير دشمن كرده گاهى براى سدجوع به گياه و اوراق درخت قناعت نموده . نه ديدهاى ديده ، نه گوشى شنيده . تاريخى نديدم كه دشمن اينگونه بر مقابل خويش ستم لازم . . . « 1 » سپس كه آواز اين شجاعت به عالم انسانيت پيچيد حضرت سپهدار ( دنباله نانوشته مانده ) .
[ تجديد دستخط اعطاى مشروطيت ] [ سال 1327 ]
مقرر بود چهاردهم ربيع الثانى كه روز مولود شاه است دستخط مشروطه را بدهند . سفراى خارجه هم متقاعد گرديده در اين اثناء تغيير كابينه وزراء داده شد . به اين معنى كه سپهسالار و مشير السلطنه را سفراء خارجه درخواست نمودند كه از كار منعزل بشوند و رسما عزل شدند . سايرين هم عزلشان در پرده بود و عزل آنها را مايهء تأخير كار مىدانستند .
از طرفى شيخ باز به بناى برهم زدن كار گذاشت . لايحه نوشته دادند كاسب بازار و طلاب به حال اجبار برنخواستن مشروطه امضاء نمودند . هياهوى غريبى در شهر طهران دست داد . سفراء خارجه پى به مطلب برده خدعه و تزوير حضرات را دريافتند ، دعوت شب جشن را اجابت نكردند .
در باغ شاه ، چند روز از تمام وزراء معزول و امراء و خوانين مجلس كردند .
كتابچهء انتخابات را هم در مجلس شوراى مملكتى نوشتند ، ولى به ميل خودشان و به
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا