خاك ريخته و تقريبا تاكنون بيش از . . . « 1 » هزار نفر به چنگال مرگ اسير كرده و كشته و به اداء مشروطه كه علماء اعلام نجف تجويز نموده وجوب آن را مكرر مرقوم داشتهاند در يك همچو وقتى كه مملكت به حال نزع است ممكن است بحرانى حاصل كند ابا و امتناع دارد .
« صد گربه كشد كه مرغ يك پا دارد » .
[ اوضاع تبريز ]
جاى هزار افسوس است كه شاه جوان از رموز ملكدارى عارى و وزراء بىعلم خائن از مطلببرى متنبّه نشده در تخريب مملكت و هواى غلط همت گماشتند .
اگرچه اين دو رقيب شمالى و جنوبى مداخلهء خود را در استقلال يا اضمحلال دولت و ملت ظاهر نمىساختند ليكن در پرده براى نيل به مقصود ملت و دولت را گاهى تخويف و گاهى تشجيع مىنمودند .
هروقت دولت را مرعوب ملت ديدند ملت را تهويل مىكردند . هر آن ملت را ضعيف مشاهده نمودند دولت را تخويف مىكردند . در حقيقت شاه و درباريان او را ملعبهء دست و آلت بازى خود ساخته ، هيچ طرف را نگذاشتند بر يكديگر تفوقى حاصل آيد .
شاه و درباريان از عدم وقوف و اطلاع از نكته غافل و ذاهل و به هرجومرج مملكت پرداختند ، تا كار نزاع تبريز به سرحد كمال رسيد . ( صفحهاى كه در آن واقعهء قحطى تبريز و آمدن قزاق روس در آنجا [ آمده ] ، در اين صفحه بايد نوشت ) .
وزير مختار انگليس با قونسول روس روز آخر ربيع الاول پيش شاه رفتند و براى آذوقهء تبريز مذاكرات كردند . قرار شد شش روز جنگ از طرفين موقوف شود .
اهالى تبريز بيرون از شهر آمده تهيهء آذوقه نمايند . اين خبر را وزير مختار و قونسول به تبريز دادند ، ولى شاه و درباريها خدعه كردند و به عين الدوله رئيس اردو [ ى ] تبريز خبر ندادند تبريزيها به اطمينان بدون اسلحه از شهر براى تهيهء آذوقه شهر بيرون آمدند . از اردوى عين الدوله آنها را با گلوله زدند و سردار ارشد رفت سنگر آنها را متصرف گرديد .
اهالى تبريز رفتند در قونسولخانهء روس و انگليس به شكايت كه شما ما را مطمئن نموديد و اينها اينطور نمودند . از تبريز قونسولها حالات را به طهران خبر دادند و در
هامش
( 1 ) . جاى رقم است .